تبلیغات
Silent Hill - درباره ی فیلم اول سایلنت هیل (2006)

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392

Silent Hill

سایلنت هیل

نوع فیلم ترسناک/معمایی
کارگردان کریستوفر گانز

بازیگران اصلی

رادا میشل ..............(رز )

شان بین ..........(کریس )

لاری هلدن........ (سیبل)

دبورا کارا اونگر ...(داهلیا )

کیم کوتز ..........(پوچی )

آلیس رایگ ....(کاستابلا )

مدیر فیلم برداری دان لاوستسن
موسیقی جف دانا
تدوین سباستین پرانگر
کشور تولیدکننده کانادا/فرانسه
سال تولید ۲۰۰۶
مدت فیلم ۱۲۵ دقیقه


برای خواندن ادامه ، به ادامه ی مطلب برید...

 


خلاصه ی فیلم:

دختربچه ای نه ساله شب ها دچار کابوس هایی تکراری می شود وهمین باعث می شود در خواب راه برود.او مدام عبارت «سایلنت هیل»را تکرار می کند اما صبح که برمی خیزد،چیزی به یاد ندارد.مادر او تصمیم می گیرد راز این کابوس ها را کشف کند ووقتی پی می برد شهری به نام سایلنت هیل روی نقشه وجود دارد،عازم آنجا می شود.اما سایلنت هیل که به شهر ارواح معروف شده، یک شهر عادی نیست وهر روز حوادثی ترسناک وعجیب در آن رخ می دهد.

داستان فیلم:

دختربچه ی نه ساله ای به نام شارون شب ها کابوس هایی می بیند وضمن راه رفتن در خواب،مدام واژه ی «سایلنت هیل»را به زبان می آورد.رز وکریس که او را در نوزادی از پرورشگاه به فرزندی گرفته اند،وقتی از مراجعه به پزشکان ناامید می شوند،تصمیم می گیرند دراین مورد تحقیق کنند.آنها پی می برند شهری با همین نام وجود دارد.کریس از طریق اینترنت متوجه می شود که سایلنت هیل به شهر ارواح مشهور است وپس از انفجار معدن زغال سنگ شهر وکشته شدن عده ی زیادی از مردم،دیگر کسی در آنجا زندگی نمی کند.اما پیش از آن که بتواند این موضوع را به همسرش بگوید،رز به همراه شارون رهسپار سایلنت هیل شده است.

در جاده خانم پلیسی به او مشکوک شده وبه تعقیبش می پردازد.با تاریک شدن هوا اتومبیل آنها دچار حادثه شده ودرکنار جاده متوقف می شود.صبح وقتی رز به هوش می آید،متوجه می شود شارون ناپدید شده است .او همچنین پی می برد که جاده در همین مکان به پایان رسیده وشهر سایلنت هیل شروع می شود.شهری که خالی از سکنه ومتروک است و هنوز از آسمانش باران خاکستر می بارد.رز به جستجوی شارون می پردازد ودر میان کوچه ها وساختمان های شهر،با موجوداتی عجیب وغیرعادی برخورد می کند اما موفق می شود جانش را نجات بدهد.او در انتهای شهر که گودالی عمیق ونیمه مشتعل است،با زنی عجیب وژولیده ملاقات می کند.زن وقتی عکس شارون را در گردنبند رز می بیند،ادعا می کند این تصویر متعلق به دختر او به نام آلسا است.رز به سختی از چنگ زن می گریزد اما توسط افسر پلیس که سیبل نام دارد،دستگیر می شود.سیبل تصور می کند او بلایی بر سر بچه ی همراهش آورده است.

کریس که نگران است،مسیر منتهی به سایلنت هیل را در پیش می گیرد اما جاده توسط پلیس بسته شده است.او به کارآگاهی به نام گوچی ماجرای همسرش را تعریف می کند.پلیس ماشین خالی از سرنشین رز وشارون را پیدا کرده اما اثری از خودشان نیست.آنها همچنین یک مامور پلیس گمشده نیز دارند که اثری از او هم نیست.گوچی وقتی می شنود که همسر کریس در راه سایلنت هیل بوده،همراه او رهسپار شهر متروک می شود.آنها مدتی داخل شهر به جستجو می پردازند اما هیچ اثری از گمشده ها نیست.گوچی ماجرای انفجار معدن شهر وسوختن اهالی را در سال 1974 تعریف می کند ومی گوید که هنوز هم گازهای سمی وگدازه ها در شهر جریان دارند وبه همین دلیل کسی نمی تواند در فضای شهر بماند.او از کریس می خواهد که به خانه اش برود ومنتظر خبر پلیس بماند.

اما کریس بی کار ننشسته وبه مرکز بایگانی اسناد می رود وپنهانی پرونده های حادثه ی سایلنت هیل را بررسی می کند.او در میان اسناد،عکسی از دختری نه ساله پیدا می کند که کاملا مثل شارون است اما عکس مربوط به همان سال1974است.او عکس را به پرورشگاهی می برد که شارون را از آنجا تحویل گرفته اند.خواهر روحانی حاضر نیست پاسخی به سوالات کریس بدهد.کریس تصور می کند این عکس متعلق به مادر شارون است زیرا باید حالا زنی چهل ساله باشد.گوچی با تماس مسوولان پرورشگاه سر می رسد وکریس را بیرون می کند.

سیبل ابتدا ادعاهای رز را باور نمی کند اما وقتی خودش هم با هیولاهای عجیب شهر برخورد می کند،می پذیرد که در شهری عجیب وغیرعادی به سرمی برد.هر از چند گاهی با شنیده شدن صدای بوق،فضای شهر کاملا تاریک می شود وموجودات غول پیکر در شهر به راه افتاده وظاهر همه چیز تغییر می کند.رز وسیبل به سختی خود را نجات می دهند وناگهان با یکی از اهالی شهر ملاقات می کنند که به دنبال غذاست.او خبر می دهد که جمعی از اهالی شهر زنده اند ودرهنگام هجوم تاریکی،به کلیسای شهر پناه می برند.این بار با شنیده شدن صدای بوق،رز وسیبل هم به کلیسا پناه می برند ودر آنجا با مردمی رنجور وبدبخت مواجه می شوند که به دور زنی به نام کاستابلا جمع شده اند.کاستابلا آنها را تشویق می کند که به ایمان قلبی خود اعتماد کرده واجازه ندهند پلیدی وتاریکی وارد شهرشان شود.آنها به همین دلیل زن ژولیده را که داهلیا نام دارد،از کلیسا رانده وراهش نمی دهند.آنها معتقدند داهلیا زنی زناکار است وحق ندارد به جمعشان داخل شود.اما تاریکی وهیولاهای شهر هم کاری به کار داهلیا ندارند.

رز با دنبال کردن نشانه هایی در شهرمی فهمد که باید به اتاقی در بیمارستان متروک وکثیف شهر برود که قلب تاریکی است.کاستابلا وافرادش مانع می شوند ولی سیبل با فداکاری کمک می کند تا رز به راهش ادامه بدهد.رز به قلب تاریکی می رسد ودر آنجا با آلسا روبه رو می شود.دختری عجیب داستان آلسا وداهلیا وکاستابلا را تعریف می کند.او تعریف می کند که چگونه مردم شهر به رهبری کاستابلا دختر خردسال داهلیا را به آتش کشیده اند ودرد وترس دختر که آلسا نام داشته،باعث به وجود آمدن نفرینی مهیب برسر مردم شهر شده است.دختر برای رز شرح می دهد که او نیمه ی تاریک وانتقامگیر آلساست وشارون هم نیمه ی خوبی های آلساست.او از رز می خواهد که کمک کند تا نفرین آلسا وارد کلیسا شده وانتقامش را بگیرد.رز تسلیم شده ودختر با ورود به کالبد او وارد جمع مردم می شود درحالی که آنها سیبل را به آتش کشیده وآماده می شوند تا شارون را هم بسوزانند.رز تلاش می کند نیرنگ ها وبی رحمی های کاستابلا ومردم شهر را به یادشان بیاورد ووقتی مورد حمله ی او قرار می گیرد،روح تاریکی از بدنش خارج شده وآلسا که حالا تبدیل به هیولایی شده،تمام مردم شهر واز جمله کاستابلا را تکه تکه می کند.رز شارون را می یابد اما وقتی به خانه بازمی گردند،معلوم می شود که دیگر در دنیای کریس زندگی نمی کنند وبه جهانی دیگر قدم نهاده اند.

 

از جملات فیلم:

وقتی زمانی طولانی درد بکشی وبترسی،ترس ودرد به تنفر تبدیل میشه وتنفر چیزیه که میتونه دنیارو تغییر بده.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گوچی:شما مردم شهرای بزرگ از هر جاده ای که رد میشین،مشکلات روانی خودتونم میارین.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

رز:مردم میگفتن ارواح این شهرو تسخیر کردن؛فکر کنم راست میگفتن!

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داهلیا:آتش چیزی رو پاک نمی کنه؛فقط سیاهش می کنه!

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گوچی:عدالت شکل های مختلفی داره:خدایی،انسانی، وحتی شیطانی!

 

 

درباره ی فیلم:

در ابتدا اشاره ای به نام فیلم لازم است.در مواردی دیده ام که آن را «تپه ی خاموش»ترجمه کرده اند اما این ترجمه به نظرم نادرست است زیرا سایلنت هیل در فیلم یک نام خاص است وبه داستان شهری با همین نام می پردازد.اسامی خاص نباید ترجمه ی لغوی بشوند وباید به همان صورت که هستند بیایند.مثلا نمی توانیم بگوییم نام مادر آلسا،کوکب است (داهلیا در زبان انگلیسی به معنای گل کوکب است.)بلکه این لغت داهلیا چون نام خاص یک فرد است،قابل ترجمه نیست.پس بهتر است فیلم را همان «سایلنت هیل»بنامیم.

این فیلم از جمله فیلم های  Movie Game است یعنی فیلم هایی که براساس بازی های کامپیوتری ساخته می شوند.البته من شخصا با این بازی آشنایی ندارم ولی در تیتراژابتدایی فیلم این موضوع مطرح می شود.سیستم پازل گونه ومعماساز داستان هم به وضوح نشان می دهد که بیننده همراه با رز قرار است قدم به قدم به کشف رازی بزرگ نزدیک شود که برای این کشف،لازم است از مراحل وخوان های سختی عبور کند.همه ی این خصوصیات کاملا رنگ وبوی بازی های کامپیوتری را دارند مثل سکانس عبور از پرستاران خشک شده که با نور بیدار می شوند،عبور از آسانسور بیمارستان،کشف اتاق پنهان شده درهتل وبه خصوص عبور از جانوران ریز ودرشت وسط خیابان های شهر.

به جز این موضوع،فیلم جزو آن دسته از فیلم های ترسناک وماجرایی است که یک مادر (ندرتا پدر مطرح است!)فداکارانه وشجاعانه تصمیم می گیرد جان بچه اش را نجات بدهد ودر این راه از هیچ چیزی هم نمی ترسد.این چیز ترسناک در واقع همان است که بیننده باید بترسد اما این زنان قهرمان معمولا به طرز خارق العاده ای نترس وزیرک هستند وهمیشه هم موفق هستند.اینجا هم نگاه کنید به تلاش های رز ومقایسه کنید با کریس که شل و ول وبی خاصیت است!

سایلنت هیل بیش از آنکه بخواهد بترساند،هدفش نشان دادن جلوه های تصویری اش بوده واین جلوه ها بیشتر مربوط به فضای کلی پیرامون آدمهاست واین هم از خصوصیات بازی هاست.مثلا تمام فضاهای فیلم کارشده هستند مثل مدرسه،توالت،هتل،بیمارستان،خیابان های شهر،کلیسا،جاده مه آلود،گودال معدن و... که تعدد لوکیشن های کامپوتری هم دقیقا به همین علت است.

سایلنت هیل فیلم خاصی نیست اما اگر از علاقه مندان ژانر ترسناک به خصوص ترسناک معمایی هستید،این فیلم می تواند با زمان نسبتا طولانی دو ساعته سرگرمتان کند.در ضمن  یادآوری کنم که فیلم دارای صحنه های چندش آوری همچون توده ی سوسک های متحرک یا قطعات گوشت وخونی  که از درو دیوار فرو ریزد هم هست.پس قبل از تماشا این نکات را هم درنظر داشته باشید!




طبقه بندی: درباره ی سری ها،  اخبار،  مطالب دیگر، 
ارسال توسط Sina
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چه مطالبی در وبلاگ را بیشتر میپسندید؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم