تبلیغات
Silent Hill - تحلیل Silent Hill

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391

شهر Silent Hill...شهر مقدسی که در طی قرنها دستخوش اتفاقات مختلفی شده...جاییکه عمیقترین خاطرات و احساسات در اون زندگی میکنن...این قدرت عجیب و ماورایی شهر از کجا میاد ؟

بقیه در ادامه مطلب....

2-1 : ندای خاموش (The Silent Call)

درد...زجرکشیدن...نفرت...این احساسات همیشه به همراه تاریخچه و خود شهر بودن...زمان میگذشت...از زمان قربانی کردنهای مردم بومی این منطقه تا بوجود آمدن جنگ داخلی بین مردم...


ذهن مردم این شهر در این سالیان سعی میکرد که در برابر این زورگویی ها و این سختی ها و دردها مقاومت کنه و بهمین دلیل بیشتر این مردم به درون دنیای دیگر(Otherworld) خودشون کشیده شدن...ولی تمام خاطرات و احساسات این مردم تونست حتی بعد از مرگشان به زندگی در این شهر ادامه بده و با ترکیب شدن با خاطرات و احساسات مردم دیگه تونست تبدیل به یک Otherworld جدید بشه که ترکیبی از ترسها و دنیاهای مردم مختلف بود و در هر سری از بازی Silent Hill ما قدم به این دنیا ولی با دیدگاهی متفاوت میگذاریم.
بعد از مدت زمانی طولانی این نیروی ذهنی چنان قوی شد که کل شهر رو در سیطره ی خودش میگیره و خود شهر تبدیل به یک آهنربا (در اینجا آدم ربا !) میشه و تمام مردمی رو که در قلبشون نیروهای پلید و تاریکی بوده رو بطرف خودش میکشه (چونکه خودش هم از این نیرو و انرژی سرشار هست)...
و در اینجا میتونیم به جیمز اشاره کنیم که قلبش به خاطر گناهی که انجام داده بود تاریک بود و بهمین دلیل Silent Hill جیمز رو به خودش فرامیخونه...("این شهر تو رو هم به طرف خودش کشونده , جیمز ! " – Eddie)

2-2 : دگرگونی

تحت یک شرایط خاص , فردی که به Silent Hill میاد ممکنه که تحت تاثیر Otherworld قرار بگیره (بیشترشون همونهایی هستن که در قلبشون تاریکی رخنه کرده)...شهر به نظر اون فرد چخ جوری میاد ؟

الف) ارتباطات
تحت قدرت شهر , مردم تازه وارد میتونن فاکتورهای زندگی و احساسات دیگر مردم ساکن این شهر (چه زنده و چه مرده) رو حس کنن وببینن...این به این خاطر هست که در Otherworld مرزهای دنیای واقعی شکسته میشه و مردم میتونن خارج از فاکتور زمان حقایق Otherworld رو مشاهده کنن.
(" به نظر میرسه که در Otherworld قوانین دنیای مادی و محدودیت های این دنیا از بین میرن و مردم میتونن شاهد افکار و حتی احساسات دیگران در این دنیای جدید باشند"-LM)
*مهم*
به همین خاطره که ما در Otherworld میتونیم دفترچه یادداشت ها و خاطراتی رو مشاهده کنیم که صاحب آنها یا مرده و یا در اون محل نبوده...این دفترچه ها و یادداشت ها درذ واقع بازتابی از ذهن این افراد است که بصورت یک نوشته در آمده , نه نوشته های فییکی این افراد...

**SH 2 : نوشته های رئیس بیمارستان Brookhaven و یادداشتهای به جا مونده از بیماران این بیمارستان همگی بازتابی از خاطرات و احساسات و افکار این افراد بوده و در واقعیت وجود خارجی نداشته اند.

**SH 2 : قابلیت صحبت کردن و درک کردن Ernest Baldwin توسط Maria یکی دیگه از مواردی هست که در Otherworld میتونی با مرده ها و افکارشون ارتباط برقرار کنی (برای اینکه Ernest Baldwin خیلی وقت پیش مرده بوده)

**SH 2 : این حقیقت که در بعضی اوقات جیمز میتونست دنیای افراد دیگر بخصوص آنجلا و ادی رو ببینه هم همین ارتباط افکار با یکدیگر هستش...

**SH 3 : هفده سال بعد از وقایع بازی اول , ما هنوز هم میتونیم نوشته های Harry Mason رو درون بازی پیدا کنیم و توسط Heather بخونیمشون...این یکی دیگه از مواردی هست که نشون میده زمان در Otherworld تاثیری نداره...

**SH 3 : صحبت کردن با اون زنی که در کلیسا اعتراف میکنه یکی دیگه از مواردی هست که نشان دهنده ی امکان ارتباط با افراد مرده هست (اون زن چندین سال قبل مرده بوده).

**SH 3 : خاطرات Stanley که در بیمارستان Brookhaven پیدا میکنید یکی دیگه از این فاکتورهاست...چونکه این خاطرات فقط نشون دهنده ی افکار و احساسات Stanley نسبت به Heather بودن و وجود خارجی نداشتن...

ب)آشکار شدن ضمیر ناخودآگاه افراد

مطمئنا همتون تا الان متوجه شدین که چیزی که کاراکترها در Otherworld میبینن "فقط" دنیای دیگران نیست بلکه دنیای *خودشون* هم هست...
همطونطوری هم که قبلا گفته شد افکار *هرکسی* میتونه با دنیای Otherworld ترکیب بشه و قسمتی از اونو تشکیل بده...افکار کاراکتر بازی هم مستثنی از این قاعده نیستن و در Otherworld دیده خواهند شد.

**SHDI : شهر در این کامیک پر شده از هیولاها وشیاطینی که از ذهن تاریک "Troy Abernati" سرچشمه گرفتن...

**SH 2 : شهر تمام ترسها و افکارات یک کارمند (James Sunderland) رو جذب خودش میکنه و به بدترین کابوسهای این فرد تبدیل میشه...این افکار و احساسات در شهر تبدیل به هیولاهایی ترسناک  و سیاهچالها و هزارتوهایی میشن که در شهر وجود خارجی نداشتن...

**SH 2 : کاراکترهای مختلف دنیای درون بازی رو هم با یکدیگر نتفاوت میبینن...هر چقدر که دنیای هر کدوم از این کاراکترها (آنجلا , جیمز , ادی( قویتر باشه , دنیایی هم که اونها درست میکنن قویتر خواهد بود که باعث میشه در بعضی جاها روی افراد دیگه تاثیر بگذاره...درست مثل تاثیر دنیای ادی بر روی جیمز که باعث میشد جیمز در آخرین مبارزه با ادی دنیای وی رو ببینه که پر بود از آدمهای کشته شده و گوشتهای بزرگ قصابی شده...یا مثل تاثیر دنیای آنجلا بر روی جیمز که باعث میشد جیمز دنیایی پر از آتش و عذاب از آنجلا ببینه...

2-3 : "دنیای دیگر" خارج از شهر سایلنت هیل

قسمتهای سوم و چهارم بازی به ما نشون دادن که تاثیر شهر فقط محدود به داخل اون نیست و میتونه روی اطراف شهر هم تاثیر بگذاره (که به قدرت Otherworld در اون زمان بستگی داره)...
درسته که Silent Hill در طول تاریخ کم کم دارای نیرویی از خود شد ولی لازم به ذکره که تمام این نیروی شهر ناشی از ذهن انسانها و احساسات اونها بوده...
("ذهن انسان جایی هست که در آن Otherworld معنا پیدا میکنه" – LM)
در نتیجه نظریه های فیزیکی در مورد مبحث انرژی , در Silent Hill معنایی پیدا نمیکنن...این نیرو در هر جایی میتونه خودش رو نشون بده که فقط بستگی به قدرتش در اون بازه ی زمانی داره...
که به این معنی هست که هر جایی حتی غیر از Silent Hill هم میتونه تحت تاثیر نیروی ذهن انسان قرار بگیره...هر جایی مثل یک فروشگاه خرید (SH3) یا یک آپارتمان در اشفیلد جنوبی (SH4)...

 

قسمت دوم : مذهب سایلنت هیل



از زمانی نامعلوم مذهبی استثنائی حاکم بر شهر Silent Hill بوده...مذهبی که پایه و اساسش را از اعتقادات بومیان و سرخپوستان ساکن در SH در سالها قبل گرفته بود.این مذهب , مذهبی غیر از مذهب درد و رنج , مذهبی که از خودکشی برای نجات و از درد برای رستگاری استفاده میکرد , نبود.
همه ی ما میدونیم که اعتقاد به چیزی , هر فردی رو در زندگیش کمک میکنه و به اون امید برای ادامه میده...ولی مذهب درد و رنج چه چیزی رو برای انسانها میتونه به ارمغان بیاره ؟
بگذارین تگاهی نزدیکتر به مذهب حاکم در SH بندازیم تا بتونیم بیشتر با وقایع موجود در بازی و کاراکترهای اون ارتباط برقرار کنیم...

1. تحلیل افسانه شناسی

هسته ی فرقه ی SH مربوط به یک افسانه ی باستانی در مورد "زنده کردن خدا" است.این تفکر در Silent Hill از پدر به پسر منتقل شده و تبدیل به یک اصل شده بود.این اصل و عقاید مربوط به آن در 6 تابلوی نقاشی (که در کلیسای جامع Silent Hill در قسمت سوم بازی میبینید) به تصویر کشیده شده است.
نظر من این است که برای نوشتن یک تحلیل درجه یک اول از همه باید به تحلیل نقاشی های مربوط به این مذهب بپردازیم چونکه این نقاشیها بازگو کننده ی این مذهب هستند.

***من همینجا بهتون اخطار میکنم که به مطالب این قسمت از نظر مذهبی توجه خاصی نشون ندید چونکه این مذهب با اینکه مذهبی خیالی نیست ( بازیسازان و نویسنده ی داستان منبع اصلی این مذهب رو از مذهب از بین رفته ی موجود در آمریکای لاتین قرض گرفته اند) ولی اعتقاد به آن نیز کاری بس عبس و بیهوده محسوب میشود (برای انکه این مذهب اشکالات فراوانی داره) و تنها دلیل نوشتن آن نیز توسط من فقط تحلیل داستان بازی هست وبس...***

1-1 : مبداء (Origin)
تابلوی اول

نوشته ی تابلو : " در ابتدا مردم هیچ چیزی نداشتند...بدنشان پر از درد بود و چیزی جز نفرت را احساس نمیکردند...آنها هر روز تا شب مبارزه میکردند , ولی مرگ هیچوقت به سراغشان نمی آمد...آنها ناامید بودند...تا ابد محکوم به باقی ماندن در باتلاق فناناپذیری..."

توضیحات لازم : این مردمی که ازشون نام برده شده به احتمال زیاد فقط روحهایی سرگردان بودن که وجودی فیزیکی از خودشون نداشتن (چونکه نمیمردن)...

1-2 : تولد (Birth)
تابلوی دوم

نوشته ی تابلو : " مردی یک مار را به خورشید عرضه داشت و برای رستگاری دعا کرد , و زنی نیز علفی را به خورشید عرضه کرد و برای شادی عبادت کرد...خدا (همون موجوده !) بخاطر ترحمی که بخاطر زمین پیدا کرده بود به دنیا آمد...خدا (همون موجوده!) از این دو انسان به دنیا آمد..."

توضیحات لازم : این دو نفر بعدها به آدم وحوا (در این مذهب) معروف شدند...قبیله های آمریکای جنوبی رسوماتی مذهبی مبنی بر "دادن مار و میوه به خورشید و به دنیا آوردن خدا" داشته اند که توضیح دهنده ی این هست که مذهب SH از کجا سرچشمه گرفته...همونطوری که قبلا هم گفتم تفکرات و احساسات انسانها میتونه به خیلی چیزها واقعیت ببخشه که این خدا هم از همون ساخته ها و پرداخته های انسانها محسوب میشه...

1-3 : رستگاری (Salvation)
تابلوی سوم

نوشته ی تابلو : " خدا زمان را ساخت و آنرا به شب و روز تقسیم کرد...خدا راه رستگاری را به مردم نشان داد , به مردم امید وشادی بخشید وفناناپذیری را از آنها گرفت..."

توضیحات لازم : ندارد...

1-4 : خلق (Creation)
تابلوی چهارم

نوشته ی تابلو : "خدا موجوداتی رو خلق کرد تا بتونه مردم رو به اطاعتش فر بخونه...موجوداتی که خدا خلق کرد به دو گونه تقسیم شدند : خدایان ثانویه و فرشتگان
خدایان ثانویه متشکل از دو خدا بودند :

خدای قرمز : Xuchilbara
خدای زرد : Losbel Vith

و در آخر خدا اقدام به خلق بهشت کرد...جاییکه مردم فقط با بودن در اونجا احساس خوشبختی میکردند..."

توضیحات لازم : به احتمال زیاد اون چیزی که والتر سالیوان در قسمت دوم بازی اقرار به دیدنش کرده بود همان خدای قرمز یعنی Xuchilbara بوده و نه Pyramid Head...اگر به تابلوی Creation دقت کنین میبینین که هر دو خدای ثانویه (قرمز و زرد) در تابلو هستند و اگر دقت کنید میبینید که خدای قرمز یعنی Xuchilbara کلاهی هرمی شکل رو بر سر گذاشته...خودشه ! خدای قرمز همون PH هست که در قسمت دوم بازی پدرتون رو در می آورد و ماریای دوست داشتنی رو جلوی این دو تا چشماتون میکشت !
در ضمن لازم به ذکره که کسانی که این خدایان ثانویه و یا فرشتگان مربوطه رو قبول داشتند به فرقه های مختلفی تقسیم میشدند که در قسمت "حزبها" به اونها میپردازیم...
اگه نمیدونین قسمت "حزبها" کجاست میتونین به اول این صفحه برین و در قسمت "فهرست" پیداش کنین...

1-5 : انتظار و عهد (Promise)
تابلوی پنجم

نوشته ی تابلو : "ولی بعد از مدتی , قدرت خدا کم شد و خدا نابود شد...تمامی مردم دنیا بخاطر این اتفاق شیون و زاری کردند (این حرف رو فرقه زده نه تمامی مردم دنیا ! پس میشه بهش "خالی بندی" هم گفت !) در حالیکه خدا آخرین نفسهایش را میکشید به مردم قول داد که به این دنیا برخواهد گشت..."

توضیحات لازم : در میانه ی ساخت بهشت قدرت خدا روز به روز کمتر و کمتر شد (باطریش تموم شد!) و با نابودی این خدای مونث (بله ! مونث هم بوده !) "بهشتی" که قول آن داده شده بود هیچوقت کامل نشد...
ولی چرا خدا نابود شد ؟ خدا زاییده ایی بود از درد و رنج و شیون و در سختترین زمان برای مردم پا به این دنیا گذاشته بود...هنگامیکه درد و رنج مردم از بین رفت , منبع اصلی قدرت این خدا (یعنی درد و رنج مردم که به او وجودیت میداد) کمرنگتر و کمرنگتر شد تا جایی که باعث نابودی این خدا شد...
ذهن , افکار و احساسات مردم مهمترین منبع وجودی برای این خدا محسوب میشدند !

1-6 : ایمان (Faith)
تابلوی ششم-آخرین تابلو

نوشته ی تابلو : " خدا برای همیشه از بین نرفته...ما باید دعاهایمان را بخونیم و ایمانمان رو فراموش نکنیم...ما زندگی هایمان را ادامه خواهیم داد , به امید اینکه روزی درهای بهشت باز بشوند..."

توضیحات لازم : فرقه ی Silent Hill از همینجا شکل گرفت و کار اصلیش برگرداندن خدای نابود شده بود...اگر به عکس دقت کنین یک زن و یک مرد (بعدا با اینها در قسمت Saints آشنا خواهید شد ولی فعلا همین رو بدونید که اسم این افراد سن نیکولاس و سن جنیفر هست) رو میبینین که یک دختر بچه رو که در قنداقی سفید پیچیده شده را در درون یک چاله (همون چاله ایی که در قسمت سوم بازی و در آخرین مرحله میبینید و همون چاله ایی هم هست که Claudia به داخل آن کشیده میشود) قرار داده اند و در حال دعا کردن هستند.این عکس رو خوب به یاد داشته باشین برای اینکه بعدا بهش خواهم پرداخت.

1-7 : معنویات یک اسطوره (Morals of a Myth)

هر اسطوره ی مذهبی دارای یک معنی درونی خاص هست ولی مهم اینه که این معنی درونی چه تاثیراتی رو میگذاره...اگه مردم اعتقاد و حتی مهمتر , ایمانی در خودشان پیدا نکنند تا به یک مذهب گرویده شوند آنها محکوم به زجر همیشگی و نفرت در قلبهایشان خواهند شد...
ولی...ولی روح و احساسات انسانها میتونن یه معجزه بوجود بیارن و همه ی شما میدونین که قدرت روح هر فرد چقدر زیاد هست تا جاییکه میتونه یک دنیا رو تغییر بده...
و اگه تمامی مردم به همچین اسطوره ایی اعتقاد داشته باشند , بهشتی که همیشه به دنبالش بودن به وجود میاد...
همونطوری که قبلا هم اشاره کردم قدرت اعتقادات یک فرد میتونه چیزهای خوبی رو بوجود بیاره (بوجود آوردن موجوی به نام خدا و خلق بهشت)...ولی در عمل میبینیم که اینکار هیچوقت عملی نخواهد شد برای اینکه این خالق انسانها هستند و انسانها هم هیچوقت کامل نبوده اند ونخواهند بود و در نتیجه مخلوقات انسانی (که شامل این خدا هم میشود) هیچوقت کامل نخواهند بود.
علت اینکه مذهب SH هم به این فاجعه مبتلا شد نیز وارد شدن افکار و عقاید شیطان پرستی و سادیسمی به درون فرقه و در نتیجه تغییر خط مشی بود , تا جاییکه حاضر به زنده زنده سوزاندن یک دختر بچه ی بی گناه میشوند تا بتوانند "خدا" را دوباره به این جهان برگردانند (SH 1).

1-8 : تاریخ اولین ظهور که در یک افسانه درباره آن توضیح داده شده است

اگه قسمت سوم بازی یادتون باشه , دربرج ناقوسی که در کلیسا پیدا میکنید سه تصویر از مهمترین ارگانهای فرقه را میبینید.از چپ به راست عکسها شامل این افراد هستند :

سن جنیفر , مادرخدا (آلسای مقدس در حالیکه بچه را در دستانش دارد) و دکتر مقدس سن نیکولاس .
توجهتون رو به نوشته ی زیر عکس معطوف کنین : "ایمان ناگسستنی حتی زیر تیغه ی شمشیر" ... این نوشته رو به یاد داشته باشید چونکه بعدا باهاش کار داریم...
چیز دیگه ایی که ارزش یادآوری داره مجسمه هایی هست که در قسمت دوم بازی در Rosewater Park میبینید.با توجه به Lost Memories این مجسمه ها بعد از جنگ داخلی در آمریکا (بین سالهای 1861 تا 1865) قرار گرفته بودند و همچنین مجسمه ایی از فردی به نام Jennifer Carroll نیز در پارک موجود است که یکی از قربانیان فرقه ایی با نام ******ans بوده...خب این فرقه اسم واقعیش چی هست ؟
اگه به فایلهای بازی رجوع کنین متوجه میشین که این اسم در واقع برای فرقه ایی نبوده بلکه مربوط به Christians یا همان مسیحیان بوده است.
حالا  دیگه همه چی روشن میشه...
اون نوشته ایی رو که برای سن جنیفر بود رو به یاد بیارین : "ایمان ناگسستنی حتی زیر تیغه ی شمشیر"...تاریخچه ی شهر تا حدودی برای ما روشن میشه : مسیحیان مقیم شهر وقتی که میفهمند Jennifer Carroll (این شخص واقعا وجود داشته) با ارگان های فرقه در ارتباط است وی را به کنار Toluca Lake برده و سپس او را میکشند.
دلیل اینکه اسم پارک  تغییر کرده و به Rosewater تبدیل شده نیز همین است.Rosewater به معنی "آب رز" است که در اینجا اشاره ایی به رنگ گل رز "قرمز خونی" دارد.پس بخاطر اینکه جنیفر را در اینجا کشته اند اهالی شهر و همچنین فرقه ی شهر اسم این پارک را به Rosewater Park تغییر دادند.
خب بگذاین ببینیم که تا اینجا چه چیزهایی رو فهمیدیم :
ما میدونیم که سن جنیفر بعد از جنگ داخلی (1861 تا 1865) کشته شده و مجسمه اش تقریبا در همون زمان ساخته شده است.سن جنیفر با سن نیکولاس در همون بازه ی زمانی با هم زندگی میکردن (در عکسها این دو فرد را نزدیک هم میبینید و همچنین در قسمتی از LM این نظریه تایید میشود)
خب ! حالا با ربط دادن این دانسته ها میتونیم حقایق رو به هم ربط بدیم :
1.سن جنیفر و سن نیکولاس در زمان همدیگر و با هم میزیسته اند (سالهای 1861 تا 1865)
2.سن نیکولاس دکتر خداوند بوده و در دوره ی اولین ظهور خدا زندگی میکرده.
پس زمان اولین ظهور خدا (همون موجوده !) در میانه ی قرن 19 یعنی همون زمانی که سن جنیفر و سن نیکولاس زندگی میکردند بوده و در نتیجه میتونیم بگیم که خدا در میانه ی سالهای 1861 تا 1865 برای بار دوم به دنیا اومده بوده و به احتمال زیاد به سرعت دوباره مرده...
طبق اطلاعاتی که از فرقه به جا مونده این زمان (1861 تا 1865) اولین زمان به دنیا اومدن دوباره ی خدا بوده ولی طبق اطلاعاتی که LM به ما میده و طبق وقایعی که در 3 قرن پیش اتفاق افتاده به نظر میرسه که اولین تولد در قرن 17 بوده...
به هر حال بدون توجه به این موضوع , باید گفت که خدای فرقه ی شهر SH حداقل یکبار زنده شده و دوباره مرده...اولین تولد...

1-9 : تحلیل افسانه شناسی از نظر عقلی

تحلیل شناسی از نظر عقلی به شما کمک میکنه که بفهمین تمام تابلوهایی که توضیحش داده شد از کجا بوجود اومده اند و واقعیت رو از تابلوهایی که در قسمتهای بالا دیدین جدا میکنه...

مبداء (Origin)
تابلوی اول

در این تابلو متوجه میشیم که مردم قبل از اومدن "خدا" در حال جنگ با یکدیگر بوده اند.این جمله میتونه نشون دهنده ی این باشه که وقایع اولین تابلو در زمان جنگ داخلی (در میانه قرن نوزدهم) روی داده...

تولد (Birth)
تابلوی دوم

دو انسان تونستند خدایی رو به کمک تمرینهایی روحانی به دنیا بیارند.در افسانه مشخص شده که این دو فرد (نمادی از آدم و حوا) با عرضه ی چیزی خاص به خورشید , موجودی به نام "خدا" را به دنیا میاورند...

رستگاری (Salvation)
تابلوی سوم

به نظر میرسه که این "خدا" ی تازه وارد خیلی سریع و یکدفعه ظاهر میشه و همچنین بعد از ظاهر شدن این خدا اتفاقهای عجیبی در شهر شروع به رخ دادن میکنه...

خلق (Creation)
تابلوی چهارم

اتفاقات عجیبی توی شهر به وقوع میپیونده...مردم شروع به دیدن چیزهای عجیبی میکنند...بعضی وقتها فرشته ها و بعضی وقتها خدایان باستانی سرخ پوستان ساکن در اینجا (Xuchilbara و Losbel Vith) رو میدیدند....یکی از این خداها روی سرش شیئی هرمی شکل (Xuchilbara) بود.
در بین این موجودات جدید , زنی بود که لباسی قرمز بر تن داشت (بعدا معلوم میشه که قیافه اش بی نهایت شبیه به Alessa هست) و دارای قدرتهایی فراتر از هر موجودی بود که در شهر دیده شده بود...بعدها به این زن در لباس قرمز "خدا" گفته شد..."خدا" ی شهر Silent Hill...

 انتظار و عهد (Promise)
تابلوی پنجم

"خدا" به طوری ناگهانی قدرتش رو از دست میده و نابود میشه...این اتفاق به احتمال زیاد در سال 1865 روی میده یعنی درست زمانی که جنگ داخلی شهر به پایان میرسه و شادی همه جا رو میگیره...با از بین رفتن غم و آمدن شادی , "خدا" که از نیروی روانی "غم و ناراحتی مردم در حال جنگ"  به وجود اومده بود , وجودیتش رو از دست میده...
وقتی که دوباره سعی در به دنیا آوردن "خدا" میشه (در همان سال یعنی سال 1865) عاملی جلوی این تولد دوباره رو میگیره و بدین ترتیب "بهشتی" که قرار بود توسط "خدا" ساخته بشه , ساخته نشد.

ایمان (Faith)
تابلوی ششم-آخرین تابلو

آنهایی که میخواستند "بهشت موعود" شکل بگیره و به آرزوشون نرسیده بودند , اقدام به تاسیس "فرقه ی شهر" کردند تا بتوانند با کمک قدرت آن , بهشت را از نو بسازند (در LM تایید میشه که فرقه بعد از جنگ داخلی شهر بوجود اومده که تقویت کننده ی نظریه ی فوق است)
درست بعد از بوجود آمدن فرقه ی شهر , افرادی که تاثیر زیادی در بوجود آمدن "خدا" داشتند موفق به گرفتن عنوان "سن" (همون Saint در انگلیسی و سن در فارسی مثل سن پترزبورگ) شدند.افرادی که این عنوان را گرفتند شامل سن نیکولاس و سن جنیفر (و یا افرادی دیگر) میشدند.
بر طبق قوانین فرقه , افراد دیگر و مردم معمولی باید به حرف برگزیدگان گوش میکردند و به آنها عمل میکردند تا به "خدا" نزدیکتر شوند.

2. خدا (The God)

"خدا" یکی از اعضای جدانشدنی فرقه و شهر SH بعد از وقایع جنگ داخلی بوده...علی رغم اینکه این خدا همیشه همراه با شهر و فرقه بوده ولی تصویر و شکل این خدا هر دفعه با تغییر طرز تفکر اعضای فرقه تغییر میکرده...
بعنوان مثال در کتاب Silent Hill God Ethymology "خدا" دارای تصویرهایی فراوان است.یکی از تصویرها زنی بلند مو در لباس قرمز را نشان میدهد , درحالیکه در تصویری دیگر "خدا" موجودی بزرگ با بالها و شاخهایی شیطانی است...حتی در یکی از تصاویر زنی زجر کشیده با موهایی سیاد میبینید که به شدت یادآور دختری کوچک است که در اتاقش سوزانده شده بود (Alessa).

2-1 : اسم اصلی خدا

همینجا لازمه که نامهای "خدا" رو یاد بگیرین تا بعدا چیزی رو قاطی نکنین...با توجه به تمام چیزهایی که در قسمت اول بیان شد ما الان میدونیم که "خدا" یه موجود مفعول هستش...میتونه "شیطان" باشه و یا "خدا" , که همش به ذهن فرد سازندش بستگی داره...
این موضوع در SH معنی دیگه ایی پیدا میکنه...هر کسی "خدا" رو اونجوری فرض میکرده که دوست داشته...و همین موضوع باعث به وجود اومدن نامهای زیاد و مختلفی برای اون میشه...
لیست نامهای "خدا" عبارتند از :

1)Lord Of Serpents And Reeds  - ارباب مارها وعلفها (به طور عامیانه فقط ارباب)
*این نام از افسانه ی "تولد" (مربوط به تابلوی "تولد") شکل گرفته که یادآور عرضه کردن "مار" و "علف" به خورشید توسط Adam و Eve هست.
این موضوع که کلمه ی Lord در LM با زبان انگلیسی رایج در قدیم استفاده شده (بعنوان مثل در زبان انگلیسی قدیم بجای Your از Thy استفاده میشده) به این معنی است که اسم Lord  یکی از قدیمیترین نامهای "خدا" بوده...

2) Creator Of Paradise – خالق بهشت
*با توجه به کتاب Silent Hill God Ethymology درمیابیم که یکی دیگر از نامهای "خدا" , "خالق بهشت" بوده که یادآوری از تابلوی "خلقت" هست.

3) She – اون (مونث)
*مشخص شده که قبل از بدست گرفتن قدرت توسط  Claudia و تحت تسلط گرفتن فرقه , رهبران قبلی فرقه از He (اون "مذکر") استفاده میکردند.بعد از به قدرت رسیدن کلودیا , این اسم دوباره به She برمیگرده که ناشی از طرز تفکر کلودیا در مورد "خدا" بوده که "خدا" رو نمادی از دوستا دوران کودکیش یعنی Alessa فرض میکرده و بهمین جهت بهش لقب زنانه داده...

4) God – خدا
*اسم معمول این موجود

5) Incubus – روح شیطانی
*کلمه ی Incubus به بختک هم معنی میشه که در جوامع غرب به روح شیطانی گفته میشه که در هنگام خواب شبانه ی زنها به سراغشان میاد.این اسم از یکی از تصویرهای معروف فرقه به نام Halo Of The Sun برگرفته شده (که جزو تابلوهای کلیسای فرقه نیست و علامت سری Silent Hill هم محسوب میشه و علامتی معروف هست) و همچنین در LM خدای Alessa با این نام شناخته میشود.

6) Sammael – سامائل
*نام خدایی که Dahlia Gillespie به اون اعتقاد داشت.

7) Hades – هیدیس (خدای مردگان و دنیای زیرین در یونان باستان)
*روی T-Shirt یی که شخصیت Jasper Gein در قسمت چهارم بازی پوشیده میتونین عکس خدای Alessa رو ببینین که زیرش نوشته شده : Hades

8) Succubus – سوکوبوس (شیطانی که بنابر افسانه ها , شبها به شکل زنهای زیبا در آمده و با مردها همخواب میشود)
*این موجود دقیقا متضاد Incubus یا همون بختک هست.بختک در افسانه ها شیطانی است که شبها پیش زنها میرود و Succubus در افسانه ها شیطانی است که شبها پیش مردها میرود.

9) Devil – شیطان
*نامی که به خدای Walter Sullivan داده شده بود.

3. خدایان و موجودات دیگر

بغیر از "خدا" , موجودات مهم دیگری هم در فرقه موجود هستند که لیست آنها به شرح زیر خواهد آمد :

3-1 : مادر مقدس (Holy Mother)

با توجه به عقاید فرقه , خدا درون رحم "مادر مقدس" قرار داره و همچنین میدونیم که "خدا" به وسیله ی دو انسان موجودیت پیدا کرده...
پس به راحتی میشه نتیجه گرفت که کسی که با قدرت ذهنش (رحم خدا) این موجود رو به دنیا آورده , همون "مادر مقدس" محسوب میشه...برای مثال در قسمت اول Silent Hill شخصیت آلسا همون "مادر مقدس" محسوب میشه و در قسمت چهارم هم شخصیت والتر سالیوان "مادر مقدس" به حساب میاد.
افراد عضو فرقه اعتقاد دارند که "مادر مقدس" ممکنه کشته بشه ولی از بین نخواهد رفت (درست مثل Alessa که بعد از کشته شدن به درون شخصیت Cheryl رفت و در آنجا زنده ماند) که وابسته به قدرت فرشته ی نگهبان یعنی Valtiel هستش (درباره ی Valtiel در پایین توضیح آورده شده است) و همچنین اعتقاد به این دارند که "مادر مقدس" در بهشت خود به زندگی ادامه خواهد داد (درست مثل والتر و آلسا که به زندگیشون در دنیایی که از ذهنشون به وجود اومده بود , حتی بعد از مرگشان هم ادامه دادند) و در زمانی که "خدا" بار دیگر به دنیا بیاد , دوباره بر این زمین قدم خواهند گذاشت (Decent Of The Holy Mother)

3-2 : والتیل (Valtiel)

فرشته ی نگهبانی که در عمیقترین قسمت ذهن اعضای فرقه جای گرفته است.این فرشته من رو به شدت یاد یکی از اعضای متعصب فرقه میندازه که خیلی به "خدا" نزدیک بوده...اسم Valtiel مشتقی از کلمه ی انگلیسی Valet (به معنی خدمتکار) و پسوند –el (که مربوط به el کلمه ی Angel و یا همون فرشته است) میباشد.
به طور کلی Valtiel به معنی "فرشته ی خدمتکار" هست و در Lost Memories نیز این فرشته به عنوان "مامور خدا" شناخته میشود.
فرقیون عقیده دارند که کار این فرشته نظارت بر *تولد دوباره ی خدا* هست.همچنین والتیل مواظب "مادر مقدس" هست و سلامتیش رو حفظ میکنه و حتی بر اساس عقیده ی برخی از اعضای فرقه , فرشته ایست که میتواند "مادر مقدس" را در صورت افتادن اتفاقی برای وی زنده کند.
و در نتیجه این فرشته نگهبان سیکل تولد ناپایان "خدا" بر روی زمین است و بدین ترتیب میتواند بی نهایت بار فرصتهای مناسبی را برای تولد دوباره ی "خدا" مهیا کند ( و در قسمت سوم بازی Silent Hill این فرشته برای مادر مقدس یعنی Heather به بار آورنده ی Save های بی پایان است که نشان دهنده ی فرصتی برای زنده کردن "مادر مقدس" توسط والتیل است)
شخصیت Valtiel در شهر SH چنان محبوب میشود که در هر جایی نشانی از آن دیده میشده است.حتی اعدام کنندگان Toluca Prison هم برای "نزدیکی بیشتر به خدا" سعی میکردند قیافه ی خود را هر چه بیشتر شبیه به Valtiel بکنند.(Valtiel در واقع نخستین نمونه ی آزمایشی اعدام کنندگان شهر SH شد)
از اونجاییکه Alessa Gillespie به این فرشته به شدت اعتقاد داشته , هر دفعه ایی که Heather بخاطر چیزی کشته میشه , در دمویی کوتاه Valtiel رو میبینید که با گرفتن بدن مرده ی Heather و کشیدن آن به جایی نامعلوم مقدمات تولد دوباره ی وی را (تولد دوباره ی مادر مقدس) فراهم میکند و بدین ترتیب شانس دوباره ایی به "مادر مقدس" (Heather) میدهد تا دوباره برای به دنیا آوردن "خدا" تلاش کند.

تصویر Valtiel : این فرشته یونیفرم مخصوصی رو بر تن میکنه و بدنش پر از جای سوختگی هست (به نظر میرسه که این فرشته در مراسم سوزاندن که یکی از مراسم مذهبی فرقه محسوب میشه جایگاه خاصی داشته).
والتیل دارای نشان Halo Of The Sun هست که نمادی از زندگی دوباره و تولد مجدد محسوب میشه (در Silent Hill 3 شما قادر بودید که به کمک این علامت بازی را Save کنید) و نشون دهنده ی اینه که والتیل برای بارهای متوالی و ناپایان میتونه به "مادر مقدس" شانس دوباره برای زندگی بده.
اگه به شانه ی Valtiel دقت کنین , نمادی از Seal Of Metatron رو میبینین.جالبه که اشاره کنم که در کتاب Otherworld Laws به دو چیز نام "مامور خدا" داده شده...یکی از اینها Valtiel هست و دیگری Seal Of Metatron هستش...بعضیها شاید فکر کنند که ممکنه بین این دو ارتباطی باشه...

3-3 : Xuchilbara & Losbel Vith

قبل از اینکه آمریکایی ها با ورودشون به SH , اقدام به اخراج قبایل سرخ پوست از این شهر بکنند , این قبایل به پرستیدن خورشید میپرداختند و در عین حال دو خدا را قبول داشتند.
خدای اول با نام Xuchilpaba شناخته میشد که بعدها توسط محلیها به Xuchilbara تغییر نام داد.Xuchilbara خدای قرمز احیا بود که به جای سر , کلاهی هرمی شکل بر روی سرش قرار داشت (قبایل سرخ پوست به همین خاطر احترام زیادی به اشکال هرمی شکل میگذارند).
خدای دوم نیز (که کمتر شهرت دارد) با نام Losbel Vith شناخته میشد...Losbel Vith خدای زرد بود که ردای زردی همیشه بر تنش خودنمایی میکرد.
همچنین دو مراسم قربانی کردن نیز در SH موجود است.
مراسم *قرمز* خون و مراسم *زرد* سوزاندن
همونطوری که متوجه شدین این مراسم مربوط به دو خدایی هست که دربارشون توضیح داده شد.
فعلا همین موارد رو در مورد مذهب سرخ پوستها بدونین کافیه...بعدا به طور مفصل در مورد عقاید و مراسموشن توضیح میدم.

معانی اسمها :

با توجه به چیزهایی که سازندگان بازی در Lost Memories نوشته اند , اسمهای خدایان فرقه ی SH به اسمهای خدایان سرخ پوستها بر میگرده...
Xuchilbara در زبان مایاهای سرخ پوست بسیار نزدیک به کلمه ی Xibalba هستش که به معنی "Otherworld" و یا "Underworld" هستش.مشخص شده که سرخ پوستهای این قبیله (سرخپوستهای قبیله ی مایا) یک سری مراسم قربانی دادن خونبار داشتن که هدف اصلیشون از این کار "باز کردن دروازه های Underworld " بوده...
اسم Losbel Vith هم در زبان مایاهای سرخپوست (سرخپوستهای قبیله ی مایا) به معنی "چرخه ایی اشتباه از گوشت بدن" هستش که اشاره به عقیده و اعتقاد این سرخپوستان به دوباره زنده شدن داشته...

4. انسانهای پرهیزگار فرقه سایلنت هیل (سن = سینت = Saint)

این افراد به خاطر کارهای خاصی که برای فرقه انجام داده بودند نایل به گرفتن لقب Saint و یا همون "سن" شدن...در اینجا بالاخره به طور کامل در مورد این افراد و نقشی که در فرقه ی شهر داشتند به طور کامل توضیح میدیم...

4-1 : سن نیکولاس (St Nicolas)

"دستهای معجزه آسا...دكتری برای خدا" نوشته ایی است كه در كلیسای فرقه به توصیف سن نیكولاس میپردازد.این موضوع مشخص است كه بعد از اولین ظهور , سن نیكولاس یكی از اعضای اصلی و مرتبط با فرقه محسوب میشد و همچنین این موضوع روشن میشه كه سن نیكولاس خودش یكی از افرادی بود كه در بوجود آوردن "فرقه" سهمی بزرگ داشته است.
حالا بگذارین نگاهی به عكسی خاص بیندازیم ( حواستون باشه كه برای این عكس شما حتما باید قسمت سوم رو بازی كرده باشین و حتما باید به عكسهای درون كلیسا دوباره نگاهی انداخته باشید . )
جمجمه ایی بر روی میز" : از زمانی بسیار دور جمجمه نمادی از دكترها محسوب میشده...همچنین این موضوع قابل توجه است كه اجزایی كه روی میز *مقدس* قرار گرفته اند , دقیقا چیزهایی هستند كه *تقدس* را از میز دور میكنند.
لباس زردی كه بر تن دكتر است , میتونه نشون دهنده ی چی باشه ؟ آیا میتونه نشون دهنده ی این باشه كه سن نیكولاس یكی از دنباله روهای خدای زرد بوده ؟ Losbel Vith ؟
بگذارین عكس بعدی رو چك كنیم...روی میز خود نیكولاس ما میتونیم لباسهای "خود دكتر" رو ببینیم (این لباس بیشتر شبیه لباس پاتولوژیست ها هستش)...و دقیقا اینجا هستش كه ما جالبترین قسمت عكس رو میبینیم...
این لباسها قبلا هم دیده شدن...توی تن Valtiel...و توی تن اعدام كننده های زندان زیرزمینی تولوكا...
ولی وقتی كه نیكولاس میتونست كه دكتر خدا باشه (در سال 1865) هیچ زندانی وجود نداشت...هیچ فرقه ایی و مهمتر از همه , هیچ والتیلی وجود نداشت.
این میتونه نشون دهنده ی این باشه كه لباس والتیل بوده كه از سن نیكولاس نمونه برداری شده بوده‌(نیكولاس نمونه ایی از یكی از فرشته های فرقه میشه) و همچنین لباس اعدام كنندگان نیز كپی دقیقی از لباس سن نیكولاس بوده.
حالا به اینجا یه نگاهی بندازین :

1. هم سن نیكولاس و هم والتیل نمادی از انسانیت در درون فرقه محسوب میشدن
2. هر دوی اونها لباس دكترهای سرخ پوست رو بر تن داشتن
3. هم نیكولاس و هم والتیل , دارای مسئولیت حفظ امنیت "مادر و خدا" بودن...هر دوشون وظیفه داشتن تا "مادر و خدا" رو زنده نگه دارن و در مواقع بحرانی , زندگی رو به اونها برگردونن...و همچنین هر دوی اونها شاهد و نظاره گر تولد محسوب میشدن...
4. همچنین هر دوی اونها , از نظر بدنی (به غیر از صورت) شبیه به هم محسوب میشدن
حالا شما رو دوباره به یاد شكل و شمایل والتیل میندازم :
بدنش مثل این هست كه مچاله شده...و پر از جاهای سوختگی وحشتناك هست.
نیكولاس نماد اصلی والتیل بود و والتیل نمونه ایی گرته برداری شده از نیكولاس محسوب میشد.جای زخمهای روی بدن والتیل را میتوان به این خاطر دانست كه نیكولاس در انتهای زندگیش , خود را با مراسم "سوزاندن زرد" به دنیای دیگر منتقل میكند.
با اینكه نیكولاس با سوزاندن خود به زندگیش پایان داد , ولی نمادی از وی توسط دیگر افراد فرقه ساخته شد كه از نظر این افراد مجموعه ایی از تمام چیزهایی بود كه یك فرشته ی نگهبان خدا باید میداشت : والتیل

 
4-2  سن جنیفر ( جنیفر كارول )

اون از ابتدا به عنوان یکی از رازدارهای خدا شناخته شد (بخاطر اینکه یا در هنگام تولد اون بوده و یا به اون کمک کرده) و بخاطر همین هست که در رده ی Saint ها و در ردیف کسانی چون نیکولاس قرار گرفته بود.بعد از مرگ خدا نیکولاس و "زنی در ردای سفید" اقدام به ساختن فرقه میکنند و جمع کردن مسیحیان به دور فرقه شروع میشود.
جنیفر یکی از اولین مسیحیانی بود که به فرقه گرویده بود و بهمین دلیل توسط مسیحیان دیگر کشته میشود ( میتوانید یادبود وی را در پارک مورد علاقه ی من یعنی Rosewater Park ببینید) ولی حتی قبل از مرگ نیز اراده و ایمان وی ناگسستنی بود.
مسیحیان جنازه ی جنیفر را بدرون دریاچه ی Toluca میندازند و بهمین خاطر اهالی شهر بعدها اسم این پارک را Rosewater میگذارند که اشاره به "رز رنگ بودن آب" و در نتیجه "قرمز بودن آب" و در آخر "خونی شدن آب" و کلا "آب خونی" دارد.

4-3 آلسای مقدس (آلسا گیلسپای = گیلسپی )

این دختر توسط مادرش برای بوجود آمدن خدا سوزانده شده بود , ولی بخاطر آدمهای کافری مثل "هری میسون" خدا به درستی خلق نشد (عقیده ی دالیا در این مورد . )
باید به عکس درون کلیسا یک نگاه دیگه هم بندازیم :
آلسا بچه ایی را در بغل گرفته در حالیکه این بچه نیز خود آلساست : این عکس توضیح دهنده ی ارتباط متقابل خدا و بوجود آوردنده ی آن , به عقیده ی فرقه بود.
آلسا نمیتونست بمیره و بهمین دلیل بچه ایی که در آغوش داشت نیز نمیتوانست بمیرد و در آخر نیز این چرخه ی حیات بینهایت بار اجرا میشد (توسط Valtiel )  تا بالاخره مادر متولد شود.
تا قبل از ورود کلودیا و قدرت گرفتن وی در فرقه , آلسا با نام آلسای مقدس شناخته نمیشد بلکه کلودیا بعد از قدرت گرفتن این کار را انجام داد (بعد از نابودی دالیا. )
علت انجام این کار را به طور کامل در بخش تحلیل کاراکترها (بزرگترین بخش این تحلیل) توضیح میدهم ولی برای خلاصه باید گفت که آلسا و کلودیا هر دو بهترین دوستان دوران کودکی هم بودند و برای اثبات این قضیه بدون نیم نگاهی به Lost Memories فقط باید گفت که در قسمت سوم هنگامی که به درون اتاق کلودیا میروید , با نامه ایی روی میز وی مواجه میشوید که در آن از طرف آلسا نوشته شده است : "به کلودیای عزیزم...تولد شش سالگیت مبارک...من تو رو به اندازه ی یک خواهر دوست دارم..."


4-4   سن استفان

اطلاعات در مورد سن استفان توسط سازندگان از بازی حذف شده بود (یا بهتر بگم در بازی Hidden شده بود) که با کمی کاوش به کمک برنامه هایی همچون HEX Editor ها موفق به باز کردن این اطلاعات شدم.توضیح متنی کوتاهی در مورد سن استفان اشاره میکرد که :"سن استفان...حکیمی که تمام زندگی خود را وقف نوشتن کتاب مقدس کرد..."
اطلاعات اشاره میکند که خالق عقاید مزخرف فرقه چه کسی بوده و چه کسی این عقاید را به رشته ی تحریر در آورده است.



ارسال توسط mehrad
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چه مطالبی در وبلاگ را بیشتر میپسندید؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم