تبلیغات
Silent Hill - تحلیل Silent Hill 2 (قسمت دوم)

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391
اینم بخش دوم، که در ادامه مطلب قرار دادم. پس سریعا به ادامه ی مطلب برید....





قسمت بعد : تحلیل کاراکترها
خارج شده است
Peace amongst men living alongside one another is not a natural state. On the contrary, the natural state of man is that of war. War manifested not only by open hostilities but also by the constant threat of hostility
Peace,therefore, is a state that must be established by law
Immanuel Kant,"Perpetual Peace" Chapter 2

تحلیل كاراكترها

شما در اینجا خواهید دید كه هر كاراكتری در بازی یك قسمت جنسی , خودخواه یا كم ژرفا در پشت نقابش داره , حتی Laura , ولی این كاملا تقصیر خودش نیست...لطفا توجه كنید كه من هنوز هیچ چیزی رو به اثبات نرسوندم , این قسمت رو به عنوان یك مقدمه برای تحلیل داستان بازی در نظر بگیرین....
یادتون باشه كه این قسمت خیلی مهمه و بعدا (احتمالا) مجبور میشین كه هی دوباره به بالا برگردین و بعدش دوباره پایین برین ! پس خوب دقت كنین...

James Sunderland

اون كیه ؟! = یك مرد میانسال كه زنش رو با خودخواهی كشته تا بتونه زندگی از دست رفته اش رو بدست بیاره...اون نمیتونست با این واقعیت روبرو بشه كه زنش مریضه و این به پایان خوشبختیش میتونه منجر بشه ( كه در این بازی این خوشبختی برای James چیزی جز نیاز جنسی و لبخندهای گذرا نیست...)… اون یه فرد دو شخصیتی یا قاتل سریالی و یك تجاوز كننده جنسی نیست...به طور ساده میشه گفت كه اون فقط خودخواهه , اون بهترین چیزها رو برای خودش میخواد...اون یه بار كسی رو كشت (Eddie رو یادتون نره !) برای دلایل شخصی خودش كه ما كاره ایی نیستیم كه بخواهیم در این باره قضاوت كنیم ولی كار ما اینه كه بفهمیم...اون با زنش به عنوان یك وسیله رفتار میكرد ولی تا وقتی كه همسرش بیمار و مریض شد این موضوع رو درك نكرد...اون متوجه شده بود كه Mary اونقدرها هم كه ازش انتظار داشت عالی نبود و بعد از كشتنش این شخصیت مخوف رو در پشت نقابی پنهان كرد طوری كه فكر میكرد میتونه با این كار به گذشتش پشت كنه...اون تبدیل به مردی شدش كه با انجام عملی بنام "سركوبی حافظه" به طور ناخودآگاه و بعد از سه سال هر كاری میكنه تا بتونه دوباره به همسرش برسه...

برای چی توی این شهره ؟! = اون برای این توی Silent Hill هست تا تنبیه درونی شه و یا به عبارتی حقیقتو به یاد بیاره و سعی در باور كردنش داشته باشه... Jamesبصورت تصادفی و ناخودآگاه یك شخصیت دروغین از خود ساخت, شخصیتی كه مهربان و بفكر دیگران است و فقط میخواهد كه زنش را پیدا كند و Silent Hill این شخصیت دروغین رو برملا میكنه...هر چقدر كه بیشتر در بازی جلو میروید بیشتر با این حقیقت آشنا میشوید كه James در حال آشنایی دوباره با این درون مخوف و نفرت انگیزش است...

Mary

كیه ؟! = همسری دوست داشتنی كه مریض شد و سه سال پیش مرد ( و یا حتی یك هفته پیش مرد ! این طرز انتخاب به شیوه دریافت داستان توسط شما بستگی داره...) اون دقیقا به خاطر یك مرض نمرد بلكه توسط شوهرش به قتل رسید.اون متوجه شده بود كه در هفته های آخر شوهرش رفتار عجیبی از خودش نشون میده.Mary یك زن شاد بود كه اصلا نمیخواست بمیره (اگه مشكلی با این دارین میتونین صحبت James با Mary رو در راهرویی كه به مرحله آخر بازی منتهی میشه دوباره گوش كنین...)

چرا ؟! = اون توی Silent Hill هست تا به James ثابت كنه كه عملی كه انجام داده درست نبوده و با Mary درست برخورد نكرده...از طرف دیگه علت از دست دادن Mary این بود كهJames بزرگترین اشتباه زندگیش را انجام داد : تقسیم كردن همسرش به دو شخصیت جداگانه ( Maria & Laura) و اهمیت دادن فقط به یكی از آنها : Maria ...... Maria شخصیتی هست كه قسمت جذاب و دوست داشتنی James رو تشكیل میده و در طرف دیگر Laura هست كه قسمت پاك, بیگناه و صد البته آزار دهنده را در بر دارد. Maria اونجاست تا به James شخصیت اصلی و قاتل اونو معرفی كنه و Laura اونجاست تا با James بدرفتاری كنه, تا به James بگه كه شوهر خوبی نبوده...

Maria

كیه ؟! = Maria نسخه عالی همسر James هست...Maria تمام چیزیه كه James میخواسته داشته باشه: زیبا, شیفته, شیطون و شاد, و صد البته فقط برای خود جیمز...اون لباسها و موهای متفاوتی نسبت به Mary داره (دلیلی برای اثبات اینكه James كم ژرفا است و بیشتر به ظاهرموارد اهمیت میده...) و یك شخصیت كاملا جداگانه نسبت به اون (Mary) داره...(Maria واقعا وجود داشت ؟!Silent Hill خواسته بود تا از میان هزاران فرد كه در Silent Hill بودند فقط Maria در شهر باقی بماند , همانطور كه در ابتدای Born From A Wish دیدیم...در اینجا Wish به معنای آرزوی James در رسیدن به همسرش Mary است و Maria به خاطر این Wish توسط Silent Hill انتخاب شده تا در شهر باقی بماند و بعد از آن از یادها محو گردد)....

چرا ؟! = اون توی Silent Hill هست تا به James ثابت كنه كه اون یه قاتله و هیچوقت Mary رو بطور كامل دوست نداشته...James فقط یك طرف Mary رو دوست داشت, طرفی كه بتونه باهاش تفریح كنه و شاد بشه : Maria ......جیمزی كه در Silent Hill هستش (جیمز دروغین : جیمزدروغینی كه شخصیت اصلی درست كرده تا بتونه به خاطرات گذشتش پشت كنه...) به یاد نمیاره كه Mary رو كشته باشه یا اینكه فقط قسمت مفرح اونو دوست داشته...Maria اونجاست تا James رو وادار به یادآوری این موارد بكنه و این كار رو با اغوا و فریب دادن جیمز و با كشته شدن (البته !!!) توسط PH (كه معرفی كننده شخصیت اصلی , خودخواه و ظالم جیمز هست...) انجام میده...حالا تنها چیزی كه James باید یاد بگیره اینه كه : اون Maria و Laura رو ساخت تا بین دو شخصیت درونی Mary تفاوت بگذاره...Maria قسمتی هست كه جیمز میخواد باهاش باشه : اون همیشه جیمز رو به یاد دوران خوب و خوش میاندازه (Remember That Time In The Hotel !You Said You Took Everything But You Forgot That Video Tape! I Wonder If It's Still There!) و دوست داره كه جیمز رو لمس كنه...تنها مشكل جیمز اینه كه انتظار نداشت اون قسمتی كه فكر میكنه قسمت Fun ماجراست مریض بشه در حالیكه قسمت دیگه (Laura) مریض نشد...این Maria است كه در میانه ماجرا شروع به سرفه كردن و احساس ناراحتی میكنه (Brookhaven Hospital ) نه Laura كه اشاره به این داره كه James هیچوقت نمیتونه یك Mary كامل داشته باشه...اون فقط مجبوره كه Mary رو همونطور كه هست بپذیره (همونطوری كه در Maria Ending دیدیم)... Maria به James یاد میده كه بله! اون یك آدم سطح گراست ولی یك انسان عالی اونطور كه James میخواد هیچوقت وجود نخواهد داشت...

Laura

كیه ؟! = Luara دختری بدون پدر و مادر هست...ولی چه طوری ؟!
ما عکس Laura رو توی هتل میبینیم و این عکس بدین معنی هست که Laura قبلا اینجا بوده....درست قبل از وقایع سایلنت هیل 2 شهر آتش میگیره و درست 1 سال قبل از وقایع سایلنت هیل 2 Laura به بیمارستان St.Jerome منتقل میشه و در اونجا Mary رو میبینه....این وسط پدر و مادر Laura چی شدن ؟! معلومه : مردن....بعد اون Mary رو میبینه که حدود 2 سال بوده که در اونجا بوده...اونها زمان زیادی رو درباره تپه خاموش صحبت میکنن : "من و ماری یه عالمه درباره سایلنت هیل صحبت کرده بودیم"...پس از مدتی که این دو شخصیت به هم عادت کرده بودند یک دفعه ماری غیبش میزنه ! در نامه ایی که به Laura مینویسه این موضوع که "من به یه جای زیبا و آرام رفته ام" خوب خودنمایی میکنه...صد در صد ماری تا این موقع کشته شده...Laura نامه های بیماران رو از صندوق Rachel میدزده : "ولی به راشل نگیها ! اینو از توی صندوقش برداشتم"...بعد از خوندن نامه Laura احساس میکنه که حال Mary خوب شده (که بخاطر پاکی و بچگی این شخصیت هست) پس از بیمارستان فرار میکنه...چرا ؟! برای اینکه اگه توی اونجا میموند مطمئنا به یتیم خونه فرستاده میشد....سر راهش یک فرد مهربون دیگه رو میبینه که قبول میکنه با Safari ش این دختر رو به سایلنت هیل برسونه....حالا این شخص کی هست ؟!
اگه کاملا به دموهای E3 سایلنت هیل که توی خود بازی هم قابل نمایشه دقت کرده باشین صحنه ایی رو میبینین که ادی همراه با Laura کنار یک ماشین روی زمین نشسته و Laura داره تکونش میده تا راه بیافتن!!! حالا فهمیدین که Laura چطوری به سایلنت هیل اومده ؟! و به احتمال زیاد این دو نفر برای خونه اجاره کردن به Woodside Apt میرن و در اونجا به جیمز برخورد میکنن....
چرا ؟! = اون توی Silent Hill هست تا نشون بده كه جیمز همسر خوبی نبوده...در یكی از نامه های Mary اون به عنوان دختری نشون داده شده كه جیمز رو اصلا دوست نداره...اون بدون اینكه شناختی از جیمز داشته باشه نسبت به وی بی ادبانه برخورد میكنه...اون به جیمز اعتماد نداره...Laura اونجاست تا باعث شه كه قسمت گناهكار جیمز معلوم بشه...اون توی Silent Hill هست تا جیمز رو به تنبیه درونیش هدایت كنه درست مثل Maria...فقط توجه داشته باشید كه Laura بر خلاف Maria جیمز رو به حقیقت هدایت نمیكنه...اون همچنین توی این شهره تا Mary رو پیدا كنه... Maria مرتبا به جیمز حقیقت رو نشون میده ولی هیچوقت دخالت جدی در عملكرد فكری جیمز نداره تا اونو وادار به قبول حقیقت كنه... (اون فقط كشته میشه و یك حالت شیطون بودن در وجودشه!)...Laura دخالت جدی در فكر جیمز داره : با نامه اش و جاهایی كه میره و مهمترین آنها Hotel هست...Laura هیولاها رو نمیبینه برای اینكه اون از هر خطری مبراست چونكه اون بیگناه هست و خطری انسانهای بیگناه را در Silent Hill تهدید نمیكنه...این حقیقت (بیگناه بودن Laura) برای این اینجاست تا به جیمز ثابت كنه كه اگر اون Mary رو واقعا میخواد اون هیچوقت نمیتونه كه فقط Maria رو داشته باشه , اون باید Laura رو هم با خودش ببره....در كل باید گفت كه Laura درSilent Hill هست تا از طرز برخورد جیمز با Mary انتقام بگیره و این كار را با بد برخورد كردن با جیمز و كلك زدن و اذیت كردن وی در تمام اوقات انجام میده...همچنین پاكی اون باعث شد تا شخصیت درونیش به شخصیت دروغین جیمز اجازه بده كه اعتمادشو جلب كنه و اینگونه Laura در نزدیكیهای پایان بازی نسبت به جیمز رفتار بهتری از خود نشون میده...

Eddie Dombrowski

كیه ؟! = ادی یك مرد چاقه كه در تمام طول عمرش مورد استهزاء مردم اطرافش قرار گرفته...اونا همیشه به ادی چاقالو میگفتن و ادی این موضوع رو حل نشده در خودش سركوب كرده بود...مشكل اصلی وقتی بوجود میاد كه اون پاش رو توی Silent Hill میگذاره...اون شروع میكنه كه هر فردی رو كه سعی در مسخره كردنش داره رو بكشه كه شامل جیمز هم میشه :
_"از این به بعد هر كسی كه بخواد منو مسخره كنه میكشمش ! همینطوری "
_"ادی ؟! تو دیوونه شدی ؟!"
بعد از اینکه ادی به شهر میرسه به Woodside Apt برای اجاره یک خونه میره....و اگه شما به اتاقی در طبقه سوم توجه کرده باشین میبینین که دیوارهای این اتاق گلوله باران شده...حالا ادی گناهکار رو تصور کنین که وارد اتاق شده ( ادی قبلا یک خلاف بزرگ انجام داده و پلیسها دنبالش هستند , پس چه جایی بهتر از سایلنت هیل برای مجازات ادی ؟! توجه داشته باشین که طبق صحبتهای ادی اون همه چی رو در حالی میبینه که دارن مسخره اش میکنن...) و یک دفعه دیوارها شروع به مسخره کردن ادی میکنن...فقط دیوارهایی رو در نظر بگیرین که دارن ادی رو مسخره میکنن , سرش فریاد میکشن و میترسوننش...این کار هر کسی رو دیوونه میکنه...بعدش هم که تابلو هست : ادی اسلحه رو بر میداره و شروع به تیر اندازی به طرف دیوارها میکنه...بعد از یک مدتی که خسته میشه اسلحه باقیمونده اش رو برمیداره و سپس از اتاق فرار میکنه و در طبقه پایین بعد از وارد شدن به یک اتاق که شخصی در اونجا هست و بعد از کشتن این فرد , شروع میکنه به استفراغ توی توالت.....تا اینکه جیمز میبینتش....

چرا ؟! = ادی چاقه برای این توی Silent Hill هست تا به جیمز شخصیت مستعارشو توی زندگی واقعی نشون بده : در طرز برخورد و طرز پشت كردن به حقایق (I didn’t do anything…I, I swear! He was like this when I got here) همونطور كه ادی به جیمز گفت اونا هر دو تاشون مثل هم هستند , اونا هر دوتاشون به این شهر فراخونده شدن به خاطر گناه , و در اینجا بخاطر گناه قتل...اون یكی از 3 نفر انسان زنده و واقعی در این شهره (همراه با James و Angela)...دلیل ادی ساده سادست , و این فقط به خاطر اینه كه جیمز رو به حقیقت برسونه...ادی برای یك دلیل احمقانه فردی رو میكشه و جیمز در Prison به این كار وی اعتراض میكنه در حالیكه بعد از دیدن فیلم ویدئویی در Hotel جیمز به این نتیجه میرسه كه اون و ادی هر دو مثل هم بودن...

Angela Orosco


كیه ؟! = به نظر من آنجلا باید بهتر از این توی بازی استفاده میشد...آنجلا این پتانسیل رو داشت كه بتونه شخصیتی غنی تر حتی از James یا Mary داشته باشه...آنجلا زنیه كه هم فیزیكی و هم جنسی مورد تجاوز پدرش قرار گرفته ,احتمالا در تمام طول زندگی...این باعث شد تا نظر اون نسبت به زندگی و صدالبته مردها كاملا عوض بشه...آنجلا از جیمز میترسه چونكه دقیقا همون تصویری رو كه از پدرش در ذهنش داشته در جیمز هم میبینه...آنجلا فقط جیمز رو به عنوان یك عوضی منحرف میشناسه...

چرا ؟! = اون توی Silent Hill هست تا همراه با ادی نمونه كامل زجر كشیدن رو به جیمز نشون بده...بذارین دوباره یك یادآوری داشته باشیم...جیمز در Silent Hill متوجه 2 چیز میشه :
1.اینكه اون یك انسان رو به قتل رسونده (و سعی در از یاد بردن این عمل داشته...)
2.اینكه اون خواسته های كم ژرفای خودش رو خیلی جدی میگرفته و اینو حتی تا زندگی زناشوییش ادامه داده...
در حالیكه كار ادی اثبات شماره 1 به جیمز هست , كار آنجلا اثبات شماره 2 به اون هستش...همچنین باید اشاره بشه كه اون هیچ زندگی نداره و برای همین آزاده كه انتخابی بكنه و خودكشی كنه...من عقیده دارم كه آنجلا برای این در Silent Hill هست تا از راه خودش اجازه نهایی رو كسب كنه و در نهایت خودكشی كرده و به آرامش برسه...طریقه زندگی اون طوری هست كه به جیمز نشون میده Mary اصلا نمیخواسته كه بمیره...اینكه اون قبل از بیماری خوشحال بوده و جیمز نباید كار همسرشو اونطوری تموم میكرده...ارتباط این دو به اندازه كافی ساده هست : آنجلا دلایل خودشو برای پایان گرفتن زندگیش داره , Mary خوشحال بود و بیماریش به معنای تمام زندگیش نبود , پس اگر آنجلا با زندگی رقت بارش حق خودكشی و رسیدن با آرامش را دارد در طرف دیگر Mary است كه هیچوقت لایق مرگی نبوده چونكه زندگی هردوی آنها 180 درجه با هم فرق دارد و هرچه كه آنجلا بیشتر نزدیك به مرگ میشود در طرف دیگر Mary باید مبرا از كشته شدن میشد...شما چاقوی آنجلا رو میگیرید تا اونو مورد بررسی قرار بدین و Ending بازی رو تعیین كنید : اگه شما خیلی اون رو مورد بررسی قرار بدین بدون شك "In Water" Ending رو دریافت میكنید كه در انتهای آن متوجه میشوید كه جیمز خودكشی میكند و در نتیجه جواب شما معلوم خواهد شد...در كل آنجلا برای این در Silent Hill است تا به جیمز نشان دهد كه Mary نمیخواسته بمیرد , چرا ؟! برای اینكه جیمز باید آنجلا را با همسرش مقایسه میكرد : Angela مرگ را میخواسته و این از رفتار وی در طول بازی قابل استنباط است در حالیكه با مقایسه Angela با Mary متوجه میشویم كه همسر جیمز با توجه به زندگی كه داشته هیچوقت لایق كشته شدن نبوده...



حالا كه با شخصیتها آشنایی نسبی پیدا كردید باید متوجه 2 چیز شده باشید : تمام شخصیتهای این بازی فقط به 2 دلیل در Silent Hill حضور پیدا كرده اند :
1.تا به James نشان دهند كه وی یك قاتل است...
2.تا نشان دهند كه شخصیت جدید James غیر واقعی و دروغین میباشد , تا نشان دهند كه وی فردی خودخواه است و از همسرش بیشتر به عنوان یك وسیله استفاده میكرده , تا ثابت كنند كه عشقی كه جیمز برای خود معنی كرده و با كمك آن به دنبال همسرش میگردد وجود خارجی نداشته...

این 2 مورد را حتما به یاد داشته باشید چونكه كل تحلیل بر اساس این 2 مورد بنا شده است...

قسمت بعد تحلیل داستان
خارج شده است
Peace amongst men living alongside one another is not a natural state. On the contrary, the natural state of man is that of war. War manifested not only by open hostilities but also by the constant threat of hostility
Peace,therefore, is a state that must be established by law
Immanuel Kant,"Perpetual Peace" Chapter 2



تحلیل داستان

قسمت اول

در این قسمت تحلیل کلی داستان رو مشاهده خواهید کرد که بر اساس اتفاقاتی هستن که در طول بازی برای جیمز یا شخصیتهای دیگه اتفاق میافتن....من میخوام 44 تا قسمت از اتفاقات بازی رو مورد تحلیل قرار بدم که در هنگام بازی کردن متوجه اونا شدم...امیدوارم مورد رضایت شما قرار بگیره....

South Vale

01. بازتاب صورت James || بذارین از اولین فریم انیمیشن توی بازی شروع کنم...جیمز از همین حالا یک ماجراجویی رو شروع کرده و به دنبال یک جواب هستش...یک آینه نشون دهنده دو تا شدن یک چیز هست (و در اینجا اشاره به شخصیت جدید و دروغین جیمز داره که برای خودش درست کرده و خودشو پشت این شخصیت پنهان کرده) ولی همچنین میتونه نشانه هایی از شک و خودبینی داشته باشه....

02. نامه Mary || ابتدای نامه در اول این لاگ هست میتونین بخونینش .... عجیبه نه ؟! خودتونو تصور کنین که یه نامه از همسرتون میگیرین که سه سال پیش مرده ! این اولین جایی هست که درش James درباره سلامت عقلیش از خودش سوال میکنه (Dead People Can't Write A Letter ) خب ! جیمز فکر میکنه که توی Silent Hill هست تا زن مردشو پیدا کنه...میتونه این هم باشه ولی اون اینجاست تا ماسکی رو که بر روی صورتش گذاشته رو برداره...همون ماسکی که پنهان میکنه که جیمز یه قاتله...

03. صحبت توی قبرستان || در اولین ملاقاتتون با آنجلا بهش میگید که چرا دارید به Silent Hill میرید...اون به شما اخطار میکنه که اونجا امن نیست و بعدش هم اشاره ایی به این داره که به دنبال مادرشه و پدر و برادرش گم شده اند.توجه داشته باشید که در تمام دیالوگهای آنجلا این جمله به گوش میرسه : Oh ! I'm Sorry........این نشون دهنده شخصیت بی قید و مفعولی آنجلا هستش...

04. دیدن اولین هیولا || جیمز برای اولین بار به یک خیابان میرسه و میبینه که یه کسی داره دور میشه...اون تصمیم میگیره که دنبالش کنه !!!! با اینکه میدونه این هیولا نشون دهنده بیماری Mary و همچنین وضعیت بد خود جیمز هستش...

05. رادیو || وقتی برای اولین بار با یکی از هیولاهای Silent Hill مواجه میشید شما اولین اسلحه بازی و همچنین رادیو رو در اختیار میگیرین...شما میتونید که صدی Mary رو با نویز بسیار زیادی بشنوید که داره مهمترین قسمت داستان رو برملا میکنه...
Ja......I’m....e. James , I'm Here...
Come to .......s.... Come to RoseWater!!!
..........ting f........ Waiting for You...
.......id you k........ Why Did you kill me
Jam...... James...

این اولین نشانه ایی هست که نشون میده که Mary اصلا نمیخواسته که بمیره : Why Did You Kill Me ?!

Woodside Apartments

06. لباسهای مانکن || وقتی که وارد اتاقی در Woodside میشوید یک نور توجه شما را به خود جلب میکند....اینجاست که اولین نشانه از خواسته های کم ژرفا و جنسی جیمز برملا میشه...مانکن لباسهای زن جیمز رو پوشیده ولی مشکل اینه که این مانکن سری نداره...یک بدن زنانه بدون سر برای یک مرد بدون قلب است...

07. اولین Memo || من همیشه به خودم بخاطر فراموش کردن این Memo ی جانانه نهیب میزنم...اسم این Memo این هست : How To Be A Happy Couple ?!
یکی از سفارشات این Memo این هست : هیچوقت به یک زن دیگر رو نیاندازید !!! یک سفارش کاملا واضح به جیمز برای نزدیک نشدن به Maria... جالب اینه که با انجام چیزهایی که این Memo ازتون خواسته شما میتونید که Ending های بازی رو تغییر بدید...

08. اولین دیدار با Laura || اینجا اولین جایی هست که شما به وضعیت غیر واقعی Laura پی میبرید...اون کلید جیمز رو برای هیچ و پوچ با پایش پرتاب میکنه مثل اینکه اون قبلا جیمز رو میشناخته (با توجه به اینکه اون نیمه ایی از Mary هست این امر غیر طبیعی به نظر نمیرسه!) غیر ازاون Laura باز هم جیمز رو مسخره میکنه : Ha-Ha..........طوریکه انگار اون واقعا میخواسته که اینکارو بکنه ! اون میخواد که جیمز در خواسته اش شکست بخوره و این یکی از کارهای اصلی این شخصیت در Silent Hill هست....

09. اولین برخورد با Pyramid Head || شما اولین بار PH رو با یک رنگ مرگبار قرمز که احاطه اش کرده میبینید...اینجا و این صحنه برای این درست شده تا جیمز رو با گناهش و با مجازات کننده اش برای اولین بار روبرو کنه....توجه داشته باشید که PH بدون حرکت ایستاده و به شما نگاه میکند و اگر شما نیز میخواهید که اون رو درست ببینید باید که بدون حرکت بایستید و این حالت دقیقا مانند یک آینه است که جیمز رو داره نشون میده و در واقع داره شخصیت اصلی , گناهکار و قاتل اونو معرفی میکنه....توجه کنید که بین اون دو تا چیزی مثل میله زندان فاصله انداخته...

10. عمل تجاوزگرایانه Pyramid Head || این صحنه برای آشنا کردن جیمز با طبیعت اصلی و دیوانه اش است...اگر رفیق ما PH نشون دهنده جیمز است و در حال تجاوز به یک هیولای بازی نیز هستش (که این هیولا خودش یک نشانه جنسی بی بروبرگرد در بازی میباشد)ما میتونیم نتیجه بگیریم که بصورت تئوریک جیمز تنها تفاوتهای اندکی با کسی داره که به یک زن تجاوز میکنه...خب ! PH داره به یک مانکن تجاوز میکنه که یکی از رفقاش قبلا لباس Mary رو پوشیده بوده...خودتون حدس بزنین که دیدن این صحنه چه طوری وضع جیمز رو خراب میکنه!!!

ادامه دارد
خارج شده است
Peace amongst men living alongside one another is not a natural state. On the contrary, the natural state of man is that of war. War manifested not only by open hostilities but also by the constant threat of hostility
Peace,therefore, is a state that must be established by law
Immanuel Kant,"Perpetual Peace" Chapter 2



قسمت دوم


11.Walter Sullivan || وقتی که آشغالهای طبقه پایین رو بررسی میکنید شما درباره این یارو یه اطلاعاتی بدست میارید که دو نفر رو کشته و دستگیر شده...این مرد ادعا میکنه که شیطان قرمز رو دیده (Red Devil) درست قبل از اینکه خودشو توی زندان با یک قاشق خفه کنه...بدون توجه به داستان Silent Hill 4 : The Room که آن موقع حتی به فکر کسی نیز نرسیده بود و همگی میدونیم که دلیلی منطقی برای Red Devil نمیتونه داشته باشه من با توجه با داستان قسمت دوم اینجا رو تحلیل میکنم...با توجه به تحلیل شماره 9 شما متوجه میشید که اولین برخوردتان با Pyramid Head همراه با یک رنگ ترسناک بود : رنگ قرمزی که PH را احاطه کرده بود....پس PH در اینجا همان شیطان قرمز بوده که کار اصلیش توی Silent Hill 2 عذاب مجرمین بود...Walter هم یک مجرم به قتل به خاطر کشتن 2 تا بچه بیگناه هست پس نتیجه میگیریم که والتر بعد از دیدن عذاب کننده اش به خاطر اینکه نمیتونسته بیشتر از این تحمل کنه دست به خودکشی میزنه...حالا میرسیم به The Room...در قسمت چهارم Red Devil یک معنای کلی دیگه پیدا میکنه که در هیچ کدام از Silent Hill های دیگه نبودش و به دست نویسنده ساخته و پرداخته شده بود...همچنین در این قسمت والتر برای انجام The 21th Sacraments بعد از کشتن 10 نفر باید نفر یازدهم رو میکشته که با توجه به کتاب مقدس The Cult خصوصیات این فرد فقط در خودش پیدا میشه و در نتیجه بعد از دستگیری توسط پلیس و پس از کشتن 10 نفر خودش رو به عنوان یازدهمین نفر قربانی میکنه...

12. Eddie در حال استفراغ || شما Eddie رو پیدا مکنید و درست بعد از اولین برخورد اون شروع میکنه به گفتن اینکه اون در مورد کسی که در اتاق کشته شده مجرم نیست: اولین ارتباط وی با جیمز! هر دوی اونها ادعا دارن که قاتل نیستن و نبودن !!!
ازتون میخوام که به این جمله Eddie توجه بیشتری بکنین :Something Brought You Here Too , Right ?!......حتما به لحن جمله توجه کنین ! این لحن صد درصد برای آدمهای گناهکار هستش....وقتی که بازی تموم میشه شما متوجه میشید که هر دوی اونها گناهکار بودن و به همید دلیل به شهر دعوت شده بودند...

13. اولین مبارزه با Pyramid Head || اولین صحنه مبارزه با غول بازی وقتی شروع میشه که PH داره به یک هیولای دیگه تجاوز میکنه...وقتی که شما شروع به مبارزه میکنین متوجه میشید که اون یک چاقوی گنده داره که در قسمت Labyrinth به تحلیل این چاقو میپردازیم....بعد از مدتی مبارزه پر بحث ترین موضوع Silent Hill به میان میادش....بعد از مبارزه یک آژیر بلند Pyramid Head رو به طرف خودش فرا میخونه... به نظر من صدای آژیر در قسمت دوم بر خلاف قسمت اول یک نشان دهنده راه به شخصیتهای شیطان صفت بازی است....PH این صدا رو در Woodside میشنود و به سرعت به سمتی که این صدا از اون طرف میاد میره...درست هنگامی که شما در بیرون Labyrinth سرگردان شده اید جیمز ورژن ضعیفتری از این صدا را میشنود و به طرف آن میرود: یک قایق....این برای ارتباط دادن دو شخصیت James و PH به کار میرود...

Silent Hill Streets

14. روی دیوار || اون دختر عجیب حتی عجیبتر از قبل برمیگرده...میگه : شاید من کلید رو پرت کرده باشم : I Don't Know…Maybe I DID !!!
تابلوتر از این نیست که اون داره جیمز رو مسخره میکنه...وقتی که جیمز ازش میپرسه که یک دختر کوچیک مثل اون توی اینجا(Silent Hill) چیکار میکنه در جواب بهش میگه :Huh ! Are You Blind Or Something ?! ....اون فکر میکنه که جیمز میدونه نقشش توی این داستان چیه ! در حالیکه جیمز ذره ایی خبر نداره....یک دفعه بدون هیچ مقدمه ایی Laura میگه : تو هیچوقت Mary رو دوست نداشتی ! این میتونه بگه که Laura توی Silent Hill هست تا نسبت به جیمز اظهار تنفر کنه!

15.Maria در پارک || خب ! جیمز به "Special Place" میرسه...حواستون باشه اینجا خیلی مهمه ! جیمز یک نامه از کسی که فکر میکنه عشق زندگیش هست دریافت میکنه و در عوض Maria رو پیدا میکنه که اثبات میکنه این همون شخصیتی هست که جیمز در تمام اوقات دوست داشته...این به ما ثابت میکنه که نامه ابتدای بازی که کامل نیست از طرف خود Mary بوده....
حالا به نوبت : جیمز این زن رو کسی میبینه که دقیقا مانند همسرشه " فقط لباسها و موهات فرق دارن ! ".اینجاست که متوجه میشین که جیمز چقدر سطحی نگر هستش و داره زنش رو با کسی که به نظر میرسه یک Courtesan
باشه مقایسه میکنه....اون این زن رو به عنوان یک دختر توپ با لباسهای باحال و رنگ موی عجیب ولی بسیار بسیار زیبا در نظر میگیره...ولی ! این چیزی نیست که جیمز در اولین دیدار متوجه اون بشه ! اون با این فکر راهش رو ادامه داده و میده...چند تا چیز هست که اینجا باید تحلیل بشه : Maria میگه "من روح نیستم !" حالا این زن با یک شخصیت کاملا جدید روبروی جیمز قرار گرفته...شخصیتی که جیمز میخواست که Mary همیشه داشته باشه...Maria گستاخه : اون داره جیمز رو وسوسه میکنه ! چه طوری ؟! Maria به جیمز میگه که من روح نیستم پس یعنی تو میتونی با من باشی و بعد از اون دست جیمز رو روی سینه اش میگذاره و میگه "میبینی ! بدن من گرمه !" خب ! شما به اینکار غیر از اغوا و وسوسه چی میگین ؟!....حالا موضوع یک خورده پیچیده میشه ! وقتی که شما دارین Rosewater Park رو ترک میکنین Maria جلوی شما رو میگیره و متهم میکنه شما رو بخاطر اینکه ترکش کردین و این دقیقا بلایی بود که جیمز سر Mary آورده بود...بعد از یک سری صحبت کوتاه Maria جمله های بسیار جالبی میگه : "I Look Like Her , Don't I ?!" و "You Loved Her ?! Or Maybe You Hated Her?!".....

16.سالن Bowling || جیمز یک صحبتی رو بین Laura و Eddie میشنوه...
Little Girl: So what’d you do? Robbery, murder?!

Eddie: Nah, nothing like that!

Little Girl: Hah! You’re just a gutless fatso!!!

یک سوال خیلی توپ توسط Laura برای Eddie مطرح میشه : "خب ! برای چی اومدی اینجا ؟!" اینجاست که ما مطمئن میشیم که Laura درباره این شهر خیلی چیزها میدونه , خیلی چیزها که جیمز هنوز نفهمیده ! حالا Eddie از Laura سوال میکنه : "اون خانمی رو که دنبالش میگشتی پیدا کردی ؟!" و از اینجا هم میفهمیم که Laura اون کسی نیست که حقیقت ماجرا رو میدونه (اینکه جیمز Mary رو کشته و Mary دیگه زنده نیست)...کسی که حقیقت رو میدونه و وظیفه اش نشون دادن اون به جیمز هست کسی دیگره : Maria

17.شب بهشت یا Heaven's Night || همه ما میدونیم که Maria توی یک Night Club شغل Stripper را برعهده دارد...فقط به من بگید که توهم جیمز تا چه حد ؟! اون اینقدر سطح گراست که حاضره با یک Stripper برای همیشه باشه و اون نیمه ایی که از Mary در ذهن داره بیشتر از یک Courtesan ارزش نداره...البته مهر و محبت و اعتباری که Maria برای جیمز قائل میشه خیلی زیاده...اون همیشه دوست داره که جیمز رو لمس کنه !!!

Brookhaven Hospital

ما با دنبال کردن Laura به بیمارستان Brookhaven میرسیم...اون یک سری شواهد داره که Mary اونجاست و به این ترتیب ما هم به دنبال اون به این بیمارستان میریم...این اولین کمک ناخواسته Laura به James هست...

18.Maria در اتاق S3 استراحت میکنه || وقتی که James به اتاق S3 میرسه Maria ازش میخواد که در اونجا استراحت کنه...ما متوجه میشیم که این شخصیت داره علائم بیماری از خودش نشون میده و اینجاست که میفهمیم James هیچوقت نمیتونه یک Mary عالی و بی نقص داشته باشه...قسمت جالبش دلیل Maria برای سردردش هست : "فقط یه سرگیجه کوچولوئه!!!"...شخصیت Maria خیلی خیلی شبیه به Mary شده...مخصوصا دلایلش...

19.دفترچه یادداشت روی پشت بوم || چطور شد که اینقدر زود شب شدش ؟! بیخیال!!! James یه نگاهی به دفترچه خاطرات روی پشت بوم میاندازه...اینجا ریشه های خودخواهی اون تحریک میشن...بعد از یک سری کلمات دردناک یه جایی میرسه که نوشته: "Can It be Such A Sin To Run Instead Of Fight?!"...به این معنی که James از Mary مراقبت نکرد و حالا هم داره به پایان دادن زندگی خودش فکر میکنه...و یکی دیگه : "It May be Selfish..But That's What I Want"...این دیگه یکی از بزرگترین و قویترین قسمتهای دارای حالت خودکشی برای شخصیت اصلی ما بود...همچنین این قسمت اشاره ایی به آنجلا هم داره...در مورد Angela این دیگه خودخواهی نیست...این عاقلانه هست...میفهمین چرا...

20.جیمز Laura رو پیدا میکنه || داره با چند تا اسباب بازی , بازی میکنه که این نشون دهنده شخصیت پاک و معصوم این کاراکتر هست...این اولین باری هست که ما میفهمیم که اون هیچ هیولایی رو نمیبینه..."تو نمیترسی ؟! برای چی باید بترسم؟!!!"
این بخاطر اینه که Laura قسمت بیگناه Mary هست و فقط میخواد به جیمز ثابت کنه که با Mary بد برخورد کرده...توجه کنین که هر وقت که Laura میخواد به جیمز بگه که اون شوهر خوبی نبوده به راحتی اینو میگه...اون یک عقیده کلی و اصلی نداره و هیچ وقت بحث و جدل نمیکنه...همچنین اون جیمز رو به یاد دوران گذشتش میاندازه وقتی که بهش میگه "اگه نرم , سرم داد میزنی ؟!"

ادامه دارد
خارج شده است
Peace amongst men living alongside one another is not a natural state. On the contrary, the natural state of man is that of war. War manifested not only by open hostilities but also by the constant threat of hostility
Peace,therefore, is a state that must be established by law
Immanuel Kant,"Perpetual Peace" Chapter 2



قسمت سوم

21.جیمز گیر افتاده ! || Laura یکبار دیگه اونرو به یه مخمصه دیگه میاندازه...اون با گفتن اینکه میخواد بره دنبال نامه Mary , جیمز رو توی یکی از اتاقها گیر میاندازه...نه فقط این , جیمز جایی گیر میافته که به نظر میاد 3 تا هیولا که از سقف آویزون شدن توی این اتاق هستن...که این مارو به بیماری Mary مربوط میکنه و Silent Hill داره به کمک این اتاق به جیمز نشون میده که Mary توی یک همچنین وضعیتی (دست و پنجه نرم کردن با بیماری و برای جیمز دست و پنجه نرم کردن با هیولاها که نشون دهنده بیماری Mary هستند) گیر افتاده بود و جیمز دقیقا مثل Laura اونرو تنها میگذاره و میره....

22.سایلنت هیل فرعی یا Alternate Silent Hill || قسمت فرعی سری سایلنت هیل جایی هست که شهر شروع به تغییر به یک منظره دیگه میکنه و همه چیز دو برابر ترسناک میشه...به عنوان مثال Heather در قسمت سوم وقتی که داره به یک وان حمام نگاه میکنه شهر شروع به تغییر کردن میکنه و Heather در حالی که سرش رو گرفته و درد میکشه داد میزنه : "No ! Not Again ! "
(توجه داشته باشین که درک این قسمت خیلی مهمه و در نزدیکیهای پایان تحلیل دوباره به سایلنت هیل فرعی اشاره میشه) خیلیها عقیده دارن که James توی Silent Hill دو بار فرع رو میبینه...یکبار در بیمارستان ( وقتی که دیوارها به رنگ قرمز در میان و به نظر میرسه که جیمز به جای بیمارستان توی جهنم هست) و یکبار هم توی هتل ( دقیقا بعد از دیدن فیلم ویدئویی که هتل به نظر میرسه به یک خرابه تبدیل شده)من با این نظر مخالفت میکنم و قسمت هتل رو بعدا توضیح میدم (یادتون نره!)
خب ! بیاین در مورد این صحبت کنیم که این فرعی که در بیمارستان دیدیم و به نظرمون 2 باربیشتر اتفاق نیافتاده در واقع از اول بازی همون فرع بوده...فکر نکنم بفهمین چی میگم!!! میخوام بگم که از اولین چیزی که توی بازی دیدین تا جایی که بیمارستان تغییر حالت میده شما داشتین فرع سایلنت هیل رو میدیدین...در واقع اولین باری که شما سایلنت هیل اصلی و مخروبه رو میبینین توی بیمارستان هست که به نظر میرسه داره توی اتش میسوزه....چرا ؟! برای اینکه Silent Hill توی قسمت اول داغون شده بود و بر خلاف بعضی مزخرفاتی که یک مجله نوشت , شهری که توی قسمت دوم میبینیم همون آواره شهری هست که توی قسمت اول دیدیم...
این چیزی که میبینیم Silent Hill به جا مانده هست , دقیقا همانطوری که Harry و Heather توی Silent Hill 1 و Silent Hill 3 دیدن , این بقایا توسط ذهن اونها درست نشده بلکه حقیقتی هست که از شهر Silent Hill بعد از آتش سوزی به جا مانده است.... پس وقتی که توی هر 3 تا Silent Hill به غیر از شماره چهارم , شخصیتهای بازی (Harry , James , Heather) وارد به Alternate Silent Hill میشوند , اونها در واقع دارن از Silent Hill خیالی به Silent Hill ی که سوخته و تبدیل به آوار شده وارد میشوند و هر چیزی که حالا میبینن چه ترسناک باشه چه نباشه در واقع Silent Hill اصلی هست...

23.Maria در زیر زمین || ماریا دقیقا مثل Mary شروع به رفتار کردن با جیمز میکنه...با ضعف و ترسی که داره اون سر جیمز بخاطر اینکه دوباره رهاش کرده فریاد میزنه(درست مثل پارک ولی اینبار خیلی بی ادبانه تر)..غیر از اون Maria احساس میکنه که باید Laura رو پیدا کنند(با اینکه حتی Laura رو نمیشناسه , که به فرضیه ارتباط این دو شخصیت قدرت میبخشه...) حالا نظر من (که اصلا هم مهم نیست!) : Maria میدونه که هنوز هم قادر نیست تا بتونه James رو به پذیرفتن حقیقت و شناختن اون قادر کنه...دلیل اصلی وجود Maria توی Silent Hill چی بود ؟! باید به بالا رجوع کنین....اون همیشه سعی داره که حقیقت رو به جیمز بگه (You Loved Her ?! OR Maybe You Hated Her !) ولی نمیتونه که اونرو مجبور به قبولش بکنه...اون میخواد که Laura رو دنبال کنه , شاید که این دختر بتونه در این کار بهش کمک بکنه...Maria احساس میکنه که Laura ممکنه که با پاکی درونش راهی برای نشون دادن حقیقت به جیمزپیدا بکنه...که این موضوع اتفاق میافته : ما Laura رو تا بیمارستان و هتل دنبال میکنیم که دو تا از مهمترین قسمتهای بازی هستند...
حتی اگه دنبال کردن Laura کار نکرد Maria یک نقشه دیگه هم داشت : شما تا اون راهروی دراز که Pyramid Head درش بهتون ملحق میشه راه خیلی کمی در پیش دارین....Maria تلاششو کرد تا به جیمز خواسته های اصلیش در مورد Mary رو نشون بده ولی هنوز تلاششو برای نشون دادن اینکه جیمز یک قاتله شروع نکرده...تا حالا فقط Maria کارش این بود که به جیمز نشون بده که اون یک آدم سطح گراست....

ارسال توسط mehrad
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چه مطالبی در وبلاگ را بیشتر میپسندید؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم