تبلیغات
Silent Hill - داستان سایلنت هیل silent hill 1

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391
دوستان  اینم از داستان نسخه ی اول سایلنت هیل که از نظر خودم بهترین نسخه بود !! فقط به دلیل زیاد بود در ادامه مطلب قرارش دادم...



.. بازی همراه با صحنه ی سینماتیک شروع می شود و Harry و دخترش Cheryl را نشان می دهد که برای تعطیلات به شهر سایلنت هیل

سفر می کنند,که می بینیم Harry تصادف می کند.بعد از تصادف او به هوش می آید و برای جستجو دخترش به خیابان های سایلنت هیل پا

می گزارد,جایی که ویران شده و مه آن را فرا گرفته است و برف نابهنگامی می بارد.او یک نگاره را دنبال می کند شبیه به دخترش می

باشد,بعد از این خودش را در کوچه ای پیدا می کند که توسط صدای آژیر حمله هوائی به مکانی شبیه به جهنم و همان جهان تبدیل شده است

که در زنگار و خون پوشیده شده است.بر او کمین شده بود و در نتیجه با موجودات بی گانه ای روبرو می شود که از آخر یا ته کوچه به

طرف او هجوم می آورند,ولی بار دیگر بیدار می شود و خود را در یک کافه پیدا می کند;ظاهرا" جهان به حالت نرمال و عادی خود برگشته

بود!در اینجا او با افسر پلیس Cybil Bennet صحبت می کند,کسی موتورسیکلت او را قبل از تصادف مشاهده کرده بودید.یک کتاب

مسوده,Harry را هم اکنون در کوچه ی عادی به طرف مکان مدرسه راهنمایی می کند,جایی که او با معما ها,موجودات ناشناس و مدرسه

ای که به "جهان دیگر" تبدیل شده بود ستیزه می کند,به علاوه اینکه یک نشانه بر روی زمین حیاط پیدا می کند.به هر حال او دخترش را پیدا

نمی کند.او یک دختر را شناسایی می کند که جلو جشمش ناپدید می شود,صدای زنگ کلیسا را می شنود,شروع به پیدا کردن منشاء آن می

کند و در آخر در کلیسا با زنی بنام Dahlia Gillespie روبرو و آشنا می شود,کسی که به هری چیزی غیرعادی می دهد,Flauros,و

هشدار های مرموز در رابطه با چیزی که قرار است اتفاق بیافتد.هنگامی که در حال ترک کردند آن مکان هستید,او به هری می گوید که به

بیمارستان Alchemilla مراجعه کند,جایی که او با دکتر Michael Kaufmann برخورد می کند,دکتری که همانند هری در مورد

اتفاقات سر درگم می باشد;کمی بعد با بیمارستان بیمناک کابوسی "جهان دیگر" مواجه می شوید,حتی با Lisa Garland ملاقات می

کنید,یک پرستار وحشت زده. با این وجود او به قدر کافی در مورد این شهر و تاریخچه ی آن می داند;او نتوانست جواب های کاملش را در

یافت کند و با جهان عادی برگشت,جایی که Dahila دوباره نمایان شده و به او می گوید نشانه هایی که در چندین مکان مشاهده کرده است

کامل نشده اند و شاید تاریکی کلّ سراسر شهر را ببلعد و فرا بگیرد.با Cybil ملاقات می کنید,او دختری را در دریاچه دیده است,آن دو یک

مجمره مخفی در مغازه عتیقه فروشی پیدا می کنند,ولی هری از دید Cybill ناپدید شده و باعث پریشانی وی شده است.در این خلال,هری

خود را بار دیگر در جهان دیگر همراه با Lisa پیدا می کند,او به هری جهات رسیدن به آن دریاچه را نشان می دهد ولی به هری می گوید

که او "برای ترک کردن" انگاشته نشده است!در راه رسیدن به دریاچه,بازیکن ممکن است تصمیم به تقدیر Kaufmann بگیرد-و تمام شدن

بازی-که با انتخاب کردند این موضوع که او را به منطقه مربوطه راهنمایی کردن;کمی بعد کابوس جهان دیگر کل شهر را فرا می گیرد.با

Cybil تشکیل مجدد گروه می دهید و تصمیم می گیرید که پیشرفت نشانه ها را متوقف کنید(طبق پیشنهاد Dahlia);هری به برج فانوس

دریایی می رود و Cybil به پارک تفریحی.در یک کات سین مشاهده خواهید کرد که Cybil مورد حمله ی یک حمله کننده ی ناآشنا قرار

گرفته است,و هری هم یک بار دیگر توهم دیداری یک دختر را در بالای بالای برج فانوسی می کند و بعد از این خودش به آن پارک تفریحی

روی می آورد;در اینجا Cybil ظاهرا" تسخیر و بی خرد شده است و بازیکن تصمیم می گیرد که او را بکشد یا نجات دهد و بار دیگر بازی

تظاهر با اتمام را دارد.وقتی که آن دختر بار دیگر نمایان می شود,هری غیر عمدی از Flauros استفاده می کند تا به او نیرنگ بزند,در

اینجا Dahlia نمایان می شود و این نکته را آشکار می کند که او این کار را با اراده انجام داده است که هری آن دختر را بدام بیاندازد,زیرا

او تنها کسی است که می تواند به آن دختر نزدیک بشود و آن دختر در حقیقت دختر Dahlia یعنی Alessa می باشد.

وقتی که قدرت Alessa غیر قابل کنترل می شود,هری در یک دنیای از شکل افتاده بیدار می شود که این دنیا را "هیچ کجا"( Nowhere )

می نامند.در اینجا او Lisa را پیدا می کند,او این حقیقت را آشکار می کند که در حقیقت او مرده است و شروع تغییر شکل یافتن در مقابل

هری وحشت زده می کند,و خیلی سریع از آن مکان می گریزد,دفتر خاطرات او در اطاق باقی می ماند,این خاطرات این را توصیف می کند

که Lisa یک پرستار می باشد که انتظار Alessa را می کشد.در ادامه این بحث هری یک فلش بک در "هیچ کجا"(Nowhere)می بیند,و

خیلی زود Dahlia و Cybil و Kaufmann ار پیدا می کند و همینطور یک جسم بر روی ویلچر و پیچیده شده توسط نوار زخم

بندی!یعنی Alessa.کلمات فلش بک و Dahlia این موضوع را توصیف می کنند که او(یعنی Dahlia)دختر خود را هفت سال پیش

قربانی آتش کرده است,در این تلاش که سبب تولد خدای Cult که مقیم داخل بدن او شده بود.بعد از انجام دادن این,روح Alessa دو بخشی

می شود و آن خدا نمی توانست بوجود بیاید,یک طلسم توسط Dahlia طراحی شد که نیمه ای دیگر را برای روح Alessa کشیده است.نیمه

ای دیگر از روح(یا نفس)خود را به عنوان Cheryl فاش کرده است!,که هری و همسرش او را فرزندی در هنگامی به این منطقه سفر می

کردند پذیرفتند.در حال حاضر Alessa,چریل را توسع قدرتش برده است,و خودش آن نشانه های را در شهر گذاشته است تا خدا را عاجر

باقی بگذارد.وقتی که نقشه های Alessa متوقف و از پای در آورده می شود,هر دو نیمه از روحش(نفس)به هم دیگر بر می گردند و خلقت

آن خدا شروع به تحقق یافتن می کند و همینطور بیدرنگ Dahlia را می کشد.قبل از خبردار شدن از وجود Harry,سریع او را از پای در می آورد..لطفا نظر یادتون نره



طبقه بندی: درباره ی سری ها،  بیوگرافی ها، 
ارسال توسط mehrad
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چه مطالبی در وبلاگ را بیشتر میپسندید؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم