تبلیغات
Silent Hill - داستان سایلنت هیل silent hill 3

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391


برای خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید....


بعد از بازی کردن یک رویای خلاصه در پارک تفریحی سایلنت هیل,بازیکن با شخصیت اصلی این بازی Heather آشنا می شود که در

رستوران
Happy Burger می باشد.قبل از اینکه بتواند آنجا را ترک کند با کاراگاه خصوصی Douglas Cartland روبرو می شود,او

به
Heather می گوید که اطلاعاتی در مورد گذشته ی او در اختیار دارد.Heather از طریق مستراح زنانه از دست او فرار می کند,ولی

بعد از بازگشتن به آن تفرجگاه
(Mall) پی می برد که همه از آنجا بخاطر موجودات عجیب و غریب گریخته اند(حتی آن موجودات هم

نبودند).در آن تفرجگاه و در آن اوضاع با یک کاهنه مقیم مکتب فکر سایلنت هیل آشنا می شود که خود را
Claudia معرفی می کند,کسی که

خیلی مرموز درباره ی
Heather حرف می زند.Heather از فشار زیاد غش می کند ولی وقتی که Claudia آن محل را ترک می کند

دوباره بهوش می آید;بعد از این او سوار آسانسور می شود و خود را در نسخه "جهان دیگر" تفرجگاه
(Mall) می بیند,مکانی جهنمی و شبیه

به همان تفرجگاه ولی تاریک,رو به تنزل و پر از موجودات بیمناک.بعد از مبارزه با یک موجود قوی هیکل و کرم مانند
( Boss مرحله)به

جهان عادی بر می گردد;بار دیگر با
Douglas روبرو می شود و می فهمد که او از طرف Claudia اجیر شده است.Heather راه زیر

زمینی را انتخاب می کند و در نتیجه مکان های خالی دیگر,موجودات دیگر را می بیند و سفر غیر عمدی دیگر را به "جهان دیگر" در

ساختمان اداری در مسیر پیچیده ی خانه اش را در بر می گیرد.در بعد "جهان دیگر" آن محل با مردی بنام
Vincet برخورد می کند,کسی که

مقادیری وابستگی با
Claudia دارد,ولی از خدمت به او عزل شده است;Heather بعد از بی جواب ماندن از اینکه چه اتفاقاتی می افتد,او را

ترک می کند.بعد از اینکه به خانه می رسد,می فهمد که پدرش به دستور
Claudia توسط یکی از این موجودات کشته شده است,و او شرح

می دهد که علت آن انتقام بوده,قلب
Heather را از کینه و نفرت پر کند,بعد از چند پیغام مرموز در رابطه نقش Heather در اقدامات,او وی

را ترک می کند تا با آن موجود بجنگد,و می گوید که در ساینت هیل منتظرش می ماند
.Heather تصمیم می گیرد به منظور و قصد کشتن

 Claudia به سایلنت هیل برود و همینطور پیشنهاد Douglas را برای حمل او به آنجا می پذیرد.

در سیاحت آنجا
,Douglas توضیح می دهد که Vincet برای او یک پیغام گذاشته است,و به آنها می گوید که دنبال مردی بنام Leonard Wolf
بگردند,در حالی که Heather یادداشتی از پدرش که قبل از مرگش بجای گذاشته بود را می خواند,نوشته ای که بطور خلاصه رویداد های

سایلنت هیل را بر می شمرد,و فاش می کند که او دختر بچه ای است که به
Harry Mason داده شد-پدر اقتباسی او(یا به نوعی ناپدریش)-,و

بعد از اینکه خدای زاییده شده توسط
Alessa Gillespie را نابود می کند,Claudia برای تولد خدای Cult او یعنی Heather را انتخاب

می کند,و
Heather در واقع تناسخ Alessa می باشد.

بعد از اینکه به شهر سایلنت هیل می رسند(که همانند دیگر مواقع مه آن را پوشانده بود
),Heather بیمارستان Brookhaven را به دنبال Leonard Wolf
 
می گردد.او توسط تلفن با لئونارد تماس برقرار می کند,و او این حقیقت را فاش می کند که پدر Claudia می باشد.او

همچون
Heather از اعمال Claudia به منظور زنده کردن مجدد God ناراضی و آنها را توصیب نمی کند;در ابتدا او قبول به همکاری

کرده بود,و یک محصول بنام
Seal of Metatron را ارائه داده بود.وقتی که آن دو با هم ملاقات می کنند,بعد از اینکه Leonard کشف

می کند که او عضو
Cult نیست,حالات و فرم یکی از موجودات را به خود می گیرد و سعی بر این دارد تا Heather را بکشد.و Heather

هم او را از پای در می آورد
.

در حال برگشت از بیمارستان
,Heather با وینست ملاقات می کند و او از طریق پارک تفریحی او را به کلیسا هدایت می کند,و ادعا می کند

که این درخواست داگلاس می باشد.درست به موقعی که
Heather به پارک تفریحی می رسد,خود را بار دیگر در "جهان دیگر" می بیند,که

این صحنه مشابه رویاهایش در ابتدای بازی می باشد,ولی این دفعه او باید یک کلید را پیدا کند تا
RollerCoaster را برای مدت طولانی

موقف کند تا بتواند بدون خطر شروع به حمله کند.در آن طرف عمارت شبح زده,او داگلاس را پیدا می کند,که بعد از برخوردی با
Claudia

مجروح شده بود ولی هنوز زنده است.بنا به درخواست خودش شما او را ترک می کنید,او نهایتا" به کلیسا می رسد و با
Claudia روبرو

می شود و در همین نزدیکی هم
Vincent را می بینید,ولی Claudia او را می کشد و آن Seal of Metatron را منفصل می کند.

Heather
زیر فشار زیاد از طرف God (خدا)ی درون او غش می کند,و خشم و نفرتی که نسبت به Claudia داشت آن را شدید تر و

پیشرف می داد.بازیکن در نقش
Heather می بایست Pendant ای که هری برای او بجای گذاشته بود را استفاده کند,که مشابه

 Aglaophotis می باشد,یک ترکیب شیمی ساخته شده توسط Michael Kaufmann در باز اول بمنظور کشتن God(خدا);Heather

آن محلول را قورت می دهد و شروع به استفراق کردن جنین آن
God می کند.Claudia از این اتفاق هراسان می شود و آن جنین را خودش

قورت می دهد و در اثر بدنیا آوردن آن می میرد
,Heather با آن خدا می جنگد و آن را شکست میدهد.

سه نوع
Ending(پایان) وجود دارد.پایان Normal که تنها پایان موجود در اولین بار بازی کردن می باشد,داگلاس و Heather را نشان

می دهند که نجات یافته اند و
Heather بظاهر به زندگی عادیش ادامه می دهد.پایان Possessed که بعد از بدست آوردن 4000 امتیاز

شکل می گیرد,داگلاس را می بینیم که کشته شده است و
Heather هم اکنون زیر نفوذ God(خدا)ی هنوز زنده می باشد.در آخر پایان

 Revenge که همان پایان UFO در بازی های قبلی محسوب می شود,Heather را نشان می دهد که به پدر بی گانه اش Harry غر می زند



طبقه بندی: بیوگرافی ها،  مطالب دیگر،  درباره ی سری ها، 
ارسال توسط mehrad
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چه مطالبی در وبلاگ را بیشتر میپسندید؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم